X
تبلیغات
بازی تراوین

چراغ های نمکی دیانا DHYANA SALT LAMPS

طراح و تولید کننده انواع چراغ های نمکی Designer and manufacturer of salt lamps

هاله های انرژی بدن

 چاکرا 

 

در بدن مراکزى وجود دارد که به آنها مراکز انرژى یا چاکرا گفته می شود. چاکرا کلمه ای سانسکریت به معنای چرخ است. چاکراها یا مراکز انرژی در حال چرخش هستند و بخش های بسیار مهمی از کالبد انرژی محسوب می شوند. همانند کالبد فیزیکی که از اعضای حیاتی و کم اهمیت تر تشکیل شده است، کالبد انرژی نیز دارای چاکراهای اصلی و فرعی و چاکراهای بسیار کوچک است. چاکراهای اصلی، مراکز انرژی در حال چرخش هستند که به طور معمول 3 تا 4 اینچ قطر دارند و اعضای اصلی و حیاتی کالبد فیزیکی را کنترل می کنند و به آنها انرژی می دهند. چاکراهای اصلی درست مانند نیروگاه هایی هستند که انرژی حیاتی را برای اعضای حیاتی و اصلی تامین می کنند. اگر این نیروگاهها به خوبی کار نکنند اعضای حیاتی ضعیف یا بیمار می شوند، زیرا برای درست کارکردن، انرژی حیاتی کافی ندارند. قطر چاکراهای فرعی یک تا دو اینچ است و چاکراهای بسیار کوچک بخش های کم اهمیت تر کالبد جسمانی را کنترل کرده و به آنها انرژی می دهند. چاکراها در داخل کالبد فیزیکی نفوذ می کنند و در ورای آن نیز امتداد می یابند.چاکراها از دو طریق "غدد درون ریز و سیستم عصبی" بر جسم اثر متقابل دارند. در مجموع بدن انسان هفت چاکرا دارد و هر یک از این هفت چاکرا با یکی از هفت غده بدن و همچنین با گروهی از اعصاب که شبکه نامیده می شوند مرتبط می باشد. هر یک از این چاکراها به یکی از قسمتهای بدن و وظایف مخصوص درون بدن پیوسته هستند که بوسیله شبکه عصبی یا غددی که به آن چاکرا مربوط می باشند کنترل می شوند.

 

همه احساسات ، ادراک ، آگاهیها و هر چیزی که ممکن است برای شما اتفاق بیفتد را می توان به هفت دسته تقسیم کرد و هر کدام از این دسته ها به یکی از چاکراها پیوسته است . پس چاکراها نه تنها نماینده اعضای بدن شما هستند بلکه نماینده قسمتهای مخصوصی از حواس و ادراک شما نیزمحسوب میشوند. وقتی شما احساس تنش می کنید ، این تنش را در چاکرای مرتبط با آن قسمت نیز احساس می کنید و این چاکرا و عضو مرتبط با آن دچار استرس می شوند. تنش در چاکرا بوسیله شبکه عصبی که به این چاکرا پیوسته است مشخص می شود و به اندامی که توسط این شبکه کنترل می شوند انتقال می یابد.هنگامی که این تنشها برای مدت زمان طولانی و یا با شدت زیادی در شخص بماند علائم بیماری نمایان می شود. بیمارى ها در اثر بسته شدن این مراکز انرژى پدید مى آیند.

 چاکراها چند وظیفه مهم برعهده دارند:

1) جذب، گوارش و توزیع پرانا ( انرژی حیاتی )در بخش های مختلف بدن بر عهده آنهاست.

2) کنترل، تقویت و مسئولیت درست کارکردن کالبد جسمانی و اعضای مختلف آن را برعهده دارند. غدد درون ریز به وسیله بعضی از چاکراهای اصلی تنظیم می شوند و انرژی می گیرند. با کنترل و دستکاری چاکراهای اصلی می توان غدد درون ریز را تحریک یا مهار کرد. تعداد زیادی از ناخوشی ها، تا حدودی ناشی از خوب کار نکردن چاکراها هستند.

3) بعضی از چاکراها مراکز استعدادهای روانی هستند. فعال سازی چاکراهای خاص ممکن است باعث توسعه یافتن استعدادهای روانی خاص شود. برای مثال چاکراهای کف دست برای فعال کردن، آسانترین و امن ترین چاکراها هستند. با فعال کردن چاکراهایی که در مرکز کف دستها قرار دارند فرد می تواند توانایی خود را در احساس کردن انرژی های لطیف، هاله درونی، هاله تندرستی و هاله بیرونی توسعه دهد. این کار با تمرکز کردن به سادگی انجام می شود.

 

تمرینات و تکنیک هائی که می تواند این مراکز را فعال سازند متعدد و ویژه هستند و نیاز به کسب مهارت طی چند ماه تا چند سال است. توانائی و قدرت های حاصل از فعال شدن انرژی چاکراها ، کرامت یا سیدهی(sidhi) نامیده می شود و به معنای قدرت های روحی است . پس شناخت چاکراها به شما کمک می کند تا خود و اطرافتان را بهتر بشناسید.

  

 

انواع چاکراهای رایج (popular chakra model )

چاکرای اول : چاکراى ریشه یا پایه ستون فقرات "مولادهارا " ( Base chakra= Muladhara= root chakra)

چاکرای تکیه گاه ، محل ورود «پرانا» یا انرژى حیاتى است.طیف رنگى مربوط به این چاکرا قرمز است که نشانه زندگى، قدرت، نیروى جسمانى و حیات است. این رنگ روى کم خونى و فقر غذایى اثرخوبى دارد و ارتعاشات تقویت کننده و درمان کننده دارد.

منطقه چاکرا : بین معقد و دستگاه تناسلی (نشیمنگاه)

غدد مرتبط : فوق کلیوی که آدرنالین تولید می کند.

رنگ : قرمز تند

عطر: درخت سدر – درخت میخک

عضو وابسته: استخوان ها ،دندان ها، ناخن ، پا ،روده،مقعد، پروستات

شکل : نیلوفر چهار پر

تاثیرات: امنیت ، بقا ، ایمان ، ارتباط ، پول ، خانه . توانایی بنا کردن و حاضر بودن در زمان و مکان . همچنین این چاکرا ارتباط مادر با شخص را منعکس می کند و با احساس شخص در رابطه با بودنش بر روی زمین و همچنین با جسم در ارتباط است . تنشهایی که در جسم بوسیله این چاکرا کنترل می شود در قسمتهایی که به این چاکرا ارتباط دارد نشان داده می شود.

چاکرای دوم :چاکراى خاجى یا مرکز کلیه "سواد هیستانا"

(Sacral chakra= Swadhisthana)

این چاکرا در قسمت پایین شکم قرار گرفته است . طیف رنگى مربوط به این چاکرا نارنجى می باشد. نارنجى علامت انرژى است. این رنگ قدرت ارتباطى، دفع خشم و کنترل بر خویشتن را متعادل مى کند و مسائل مربوط به هضم غذا و گردش خون را منظم مى سازد.

منطقه : انتهای ستون فقرات 1 تا 12 اینچ زیر استخوان خاجی

رنگ: نارنجی

وظیفه : تولید مثل جنسی

غدد مرتبط : پروستات ،گنادها

عضو وابسته  : کلیه ها ،مثانه ها ، اسپرم ها ،مایعات بدن ، اعضای تکثیر شونده

شکل : نیلوفر شش پر

تاثیرات : این چاکرا به قسمتی از آگاهی که مربوط به غذا و روابط جنسی است مربوط است. ارتباط این چاکرا با درون است و اینکه جسم به چه چیزی نیاز دارد و چه چیزی او را خشنود می سازد. توانایی شخص برای داشتن بچه نیز در ارتباط با این چاکرا است. همچنین این چاکرا با احساسات و خواستهای احساسی شخص پیوسته است.

 

 

چاکرای سوم :چاکراى شبکه خورشیدى یا چاکرای شبکه عصبی زیر معده " مانى پورا"

(Solar plexus chakra= Manipura/Nabhi)

طیف رنگى مربوط به این چاکرا زرد و زرد طلایى است که نشانه عقل، هوش و ذهنیت است. این چاکرا بالاتر از ناف قرار گرفته است. رنگ زرد تأثیر مثبتى روى کبد، طحال، کیسه صفرا و اعصاب دارد و قدرت درمانى براى بیمارى مرض قند و یبوست دارد و کنترل کننده چاقى است.

 

منطقه : در پشت و امتداد ستون فقرات مقابل ناف ، پشت شکم

رنگ: زرد – طلائی

وظیفه : ساختار وجودی

غدد مرتبط : پانکراس

عضو وابسته : شکم، معده ، کبد ، طحال ، دستگاه گوارش ، صفرا ، سیستم عصبی خودکار

شکل : نیلوفر ده پر

تائیرات : قسمتی از آگاهی که وابسطه به این چاکرا می باشد شامل احساس قدرت ، کنترل کردن و آزادی وجود است. فعالیتهای ذهنی و ذهن نیز به این چاکرا پیوسته می باشند. چاکرای شبکه خورشیدی نیز با قسمتی از وجود که به آن شخصیت یا خود( ضمیر شخصی) می گویند مرتبط است.

 


چاکرای چهارم : چاکراى قلب یا عشق الهى " آنات هاتا "

(Heart chakra= Anahata)

در وسط جناق سینه و بالاى قلب قرار دارد. طیف رنگى مربوط به این چاکرا سبز است.

 

منطقه : در پشت و بین دو کتف و بالاتر از قلب

رنگ : سبز ، صورتی

وظیفه : عشق خالص

غدد مرتبط : تیموس

عضو وابسته : قلب ،قفسه سینه ، پوست ، گردش خون ، حفره شکم

شکل : نیلوفر دوازده پر

تاثیرات : احساس عشق و ارتباط با مردم در نزدیکی قلب (بعنوان مثال: مادر ، پدر ، خواهر و برادر ، همسر و فرزندان).مشکل تنفس یا ششها تنش را در چاکرای قلب نشان می دهد.

 


چاکرای پنجم: چاکراى گلو یا حلق "ویهودها " (
Throat chakra= Vishuddha= Vishuddhi)

این چاکرا روى حلق قرار گرفته است. طیف رنگى مربوط به این چاکرا آبى  است که علامت جاودانگى، اخلاص و الهام است. این رنگ روى بیماریهاى گرفتگى گلو و ناراحتى هاى عصبى تأثیرگذار است.

 

منطقه : پائین و پشت مهره گردن ، بین گودی گلو و حنجره

رنگ : آبی کمرنگ

وظیفه : بیان ، بودن

غدد مرتبط : تیروئید

عضو وابسته : گردن ، گلو ، فک و بازوها را کنترل می کند و به عصبهای بازویی یا گردنی مرتبط است.

شکل : نیلوفر شانزده پر

تأثیرات: نشان دهنده بیان کردن و دریافت کردن است . در اینجا بیان کردن می تواند از طریق ارتباط برقرار کردن با چیزی که می خواهید و یا چیزی که احساس می کنید باشد و همچنین می تواند بصورت هنری مانند نقاشی هنرمند، موسیقی یک موسیقیدان و استفاده از اشکال برای بیان درون خود باشد.

 

 

چاکرای ششم : چاکراى پیشانى یا چشم سوم" آجنا "

(Brow chakra= Ajna= third eye= Bindu)

در سمت پیشانى و کمى بالاتر از بین دو چشم قرار دارد. طیف رنگى مربوط به این چاکرا آبى نیلى است. این رنگ باعث باز شدن چشم سوم - دید بیرونى و درونى - است. این رنگ براى آرامش و درمان بیماریهاى ذهنى مفید است. رنگ نیلى آگاهى را بالا مى برد و براى زنده کردن خاطرات فراموش شده مفید است.

 

منطقه : بین دو ابروان ، به پهنای یک بند انگشت بالای پل بینی و جلوی سر

رنگ: نیلی،بنفش

وظیفه:دانش هستی

غدد مرتبط:هیپوفیز صنوبری

عضو وابسته:صورت، چشم، گوش، بینی

شکل:نیلوفر دو پر(96 پر)

تاثیرات:این چاکرا با درونی ترین قسمت وجودی انسان ( به عقیده غربیهای باستان مربوط به ناخودآگاه می باشد) که روح نام دارد و همچنین معنویت مرتبط است. این مکانی است که محرک ما و میزانی از آگاهی که فعالیتها و در واقع زندگی ما را هدایت می کند در آن قرار دارد.

 

 

چاکرای هفتم : چاکراى بالاى جمجمه یا تاج سر" ساهاس رارا "

(Crown chakra= Sahasrara)

چاکرای فرق سر در قسمت میانى بالاى سر قرار دارد. طیف رنگى مربوط به این چاکرا سفید است. این رنگ براى بیمارى هاى ذهنى مناسب است و خواب را تنظیم مى کند.

 

منطقه : در وسط سرومغز تاج سرقرار دارد

رنگ : سفید

احساس: سرخوردگی ، عدم غلبه برترس و اضطراب

وظیفه : وجود مطلق

غدد مرتبط : صنوبری (کاجی شکل ) و مخاطی

عضو وابسته : مغز ،مخچه

شکل : نیلوفر هزار پر

تاثیرات : این چاکرا به احساس یگانگی و جدایی مربوط است و ارتباط ما را با زمین و همچنین با پدرمان نشان می دهد. چاکرای هفتم نمایانگر ارتباط با پدر است که ارتباط ما با قدرت و همچنین در نهایت ارتباط ما را با خدا را نشان می دهد. وقتی کسی احساس جدایی از پدرش را تجربه کرده باشد این چاکرا را می بندد و احساس تنهایی و انزوا را تجربه می کند . مثل اینکه در پوسته ای قرار گرفته باشد و نتواند با اطراف خود ارتباط برقرار کند. 

 

 

 

 

 

 

هاله Aura

 

انسانهای اولیه  قادر بودند آئورا را ببینند . در بسیاری از حکاکی های روی سنگ و نقاشیهای کهن پوشش عجیبی به دور سر افراد نقش بسته است . این پوشش بخصوص در طراحیهای به دست آمده از منطقه ی وال کامونیا(Val Camonica) در شمال ایتالیا چشمگیر است . عده ای از مولفان اظهار نظر کرده اند که در این مساله ثابت می کند ما در زمانهای قدیم بازدید کنندگانی از کرات دیگر داشته ایم . شاید این مسئله درست باشد اما احتمال زیادی هم وجود دارد که این تصاویر ترسیمی ساده و ابتدایی از هاله نورانی باشد ، بخصوص که بعضی از این نقاشیها به گونه ای رسم شده که به نظر می رسد پرتوهایی دور سر را احاطه کرده است . سربندهای روسای قبایل بومی آمریکا ممکن است ترسیمی از هاله ی نورانی باشد کشیشهای مایان(Mayan) نیز سربندهای بنفش رنگ بر سر می کرده اند .
در تصاویر به جا مانده از قدیسان قبل از مسیحیت هاله هایی طلایی و درخشان به دور سر آنان دیده می شود . این حلقه های

اطراف سر در تصاویر مصریان باستان و هندیها و یونانیها و ایتالیایی ها نیز دیده می شود که بی شک ترسیمی از هاله های نورانی است .
در کتابهای مقدس هر تمدنی از هاله ی نورانی یاد شده است . می گوید وقتی حضرت موسی از کوه پایین آمد ، هاله ای دور سر او را پوشانده بود : او نمی دانست که پوست صورتش درخشنده است تا اینکه با یهوه(
Yahweh) گفتگو کرد . و وقتی هارون و تمام فرزندان بنی اسرائیل موسی را دیدند ، پوست صورتش به قدری درخشان بود که آنان نتوانستند به او نزدیک شوند .هومر(Homer) شرح می دهد که آئورا غبار درخشانی است از ذات الهی سرچشمه گرفته و همچنین نشانه ی قدرت بشر است . حدود ۲۶۰۰ سال پیش ، زمانی که پیروان مکتب فیثاغورث شروع به گنجاندن آن در آموخته هایشان کردند ، برای اولین بار هاله های نورانی وارد نوشته های غرب شد .

 

 

عده ای از مردم بر این عقیده اند که هاله ی نورانی از زمان خلقت بشر تا کنون قدرت واقعی هستی را نشان می دهد . هندوها آن را انرژی پرانا(Prana) می نامند . در پولینزیا(Polynesia) آن را مانا(Mana) می نامند . مسمر(Mesmer) آن را مغناطیس حیوانی نام نهاد. بارون ون ریچن باخ(Baron Von Reichen Bach) آن رااُد(Od) نامید ، و امروز روحیون آن را نیروی اثیری می نامند .
عرفا و قدیسان قرون وسطی قادر بودند چهار نوع آئورا را ببینند : نیمباس (هاله ی خدایان ) (
Nimbas) هالو (هاله ی خورشیدی) (Halo) آئورولا(هاله ی مقدسان) (Aureola) گلوری(Glory
).
دو آئورای اول دور سر را احاطه کرده است ، آئورولا بدن را در بر گرفته است و گلوری ترکیبی از سه آئورای دیگر است که سرتا پا فرا می گیرد . مومنان و مقدسان آشکارا دارای آئوراهای


هالو و نیمباس قوی بودند که براحتی دیده می شود و نقاشان آن را به تصویر کشیده اند .

پاراسلسوس(Paracelsus) (1541-1493) فیلسوف و پزشک مشهور سویسی جزو اولین کسانی بود که در مورد آئورامطالبی نوشته او بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه به سراسر اروپا سفر کرد و اوقات زیادی را با کولی ها و کیمیاگران گذراند . او همچنین تاجایی که می توانست درباره ی گیاهان دارویی و دندانسازی و اشراق معلوماتی کسب کرد. اطلاعاتی که او در طول آن دوران به دست آورده بود در نوشته هایش به چشم می خورد .
پاراسلوس معتقد بود نیرویی حیاتی در درون و اطراف موجودات زنده است که می توان برای شفای بیمار از آن استفاده کرد در سال
۱۵۲۸
، او مجبور شد از عنوان پرفسور پزشک و جراح استعفا کند ، زیرا آموزشهای او خارج از اعتقادات
ارتدوکسی(
Orthodox) بود . در سال ۱۵۴۱
، پیشخدمت یکی از پزشکانی که با نظریات پاراسلسوس مخالف بود ، او را از پنجره به بیرون پرتاب کرد و او بر اثر جراحات وارده در گذشت .
اسحاق نیوتون(
Isaac Newton) (1642-1727 ) پزشک و ریاضی دانی بود که فرو افتادن سیبی از درخت باعث شهرت او شد . نیوتون با اندیشه در این مورد توانست به سه قانون اساسی علم مکانیک دست یابد که منجر به کشف قانون جاذبه گردید .به هر حال ، او مردی با استعدادهای چندگانه بود که بر روی زمینه های متفاوت کار می کرد . او به عنوان ریاضی دان روش حساب جامعه و فاضله را ابداع کرد ، در علوم ترکیب نور سفید را کشف کرد ، و به عنوان فردی عادل سرپرست ضرابخانه بود . در سال ۱۶۶۶
، نیوتون به عنوان فیلسوف مفهوم حوزه ی نیرو یا امواج نیرویی را که دور موجودات زنده را احاطه کرده است ، گسترش داد .همچنین او اولین کسی بود که نور سفید را از بین دو منشور عبور داد که به ایجاد قانون شکست و انعکاس نور منجر شد . علاقه ی او به امواج نیرو و همچنین به نور و رنگ ، او را در جایگاه یکی از محققان پیش کسوت در هاله ی نورانی (آئورا) قرار داد .
فرانزمسمر(
Franz Mesmer) (1734-1815) پزشک ونیزی ، کسی بود که به نیروی جاذبه علاقمند شد و برای درمان بیمارانش از نیروی مغناطیس کمک گرفت . او اعتقاد داشته در بدن انسان نیرویی مشابه نیروی مغناطیس وجود دارد . مسمر در سال ۱۷۷۵
کتابی تحت عنوان کشف معناطیس حیوانی منتشر و به نقاط مختلف سفر کرد تا نظریه ی خود را در این زمینه به مردم ثابت کند .
متاسفانه روش نمایشی عجیب و غریب و مخالف با حرفه ی پزشکی او باعث شد در سال
۱۷۸۴ جلسه ای با ریاست بنجامین فرانکلین(Bengamin Frankin
) تشکیل و او به عنوان فردی دغلباز معرفی شود .
نام مهمترین فرد بعدی در تاریخ ائورا ، بارون کارل ون ریچن باخ (
۱۷۸۸-۱۸۶۹
) کاشف قطران است ریچن باخ متخصص ذوب فلزات و صنعتگری آلمانی بود که وقتی مردم عقایدش را نپذیرفتند ، نا امید شد و سرانجام تصمیم گرفت نظریات خود را از راه نوشتن مطالبی تحت عنوان اُدو مغناطیس مستقیماً به مردم ارائه دهد .
ریچن باخ برای توضیح انرژی عمومی از نام اُد (به معنی سوگند به خدا)استفاده کرد . او این انرژی را در افراد حساس بخصوص واسطه های روحی تشخیص داده بود . او اعتقاد داشت که این نیروی اُدیک(
Odic) (برگرفته از اُدین(Odin) یکی از خدایان افسانه های نورس(Norse) از مغناطیسها وبلورها و موجودات انسانی ایجاد شده است افراد حساس نه تنها می توانستند در شرایطی ویژه آن را احساس کنند ، بلکه آن را می دیدند . برای نمونه ، ریچن باخ متوجه شد که حساسیتهای او قادر به تشخیص حسی خنک و خوشایند از قسمت فوقانی یک قطعه بلور و حسی گرم و ناخوشایند از پایین آن است .


درمی سال
۱۸۴۴، او بر روی آنجلیکا استورمن(Angelica Sturmann) دختری که دارای موهبتی الهی بود ، آزمایشهایی انجام داد . ریچن باخ او را در اتاقی تاریک نشاند و قطعه بلوری را در آنجا قرار داد . آنجلینا گفت که نوری ملایم و آبی رنگ را می بیند که مانند بخار از بالای بلور بیرون می آید . نور حرکتی مداوم داشت و گاهی جرقه هایی از خود می پراکند .
وقتی ریچن باخ بلور را وارونه کرد آنجلینا بخار غلیظ زرد و قرمزی را دید که از انتهاب آن خارج می شد . ریچن باخ از این نتیجه ذوق زده شد و وقتی بجز آنجلیکا هزاران تن دیگر رنگهایی را که از بلور او به بیرون می تراوید دیدند ، بیشتر هیجان زده شد . ریچن باخ همچنین کشف کرد که بدن انسان نیز جریان مغناطیسی مشابهی از خود تولید می کند . او پی برد که سمت چپ بدن انسان دارای قطب منفی و سمت راست دارای قطب مثبت است .
ریچن باخ در مقالات متعدد خود از آزمایشهای زیادی یاد کرد که خوانندگان می توانستند آن را امتحان کنند . در سراسر اروپا جوی ایجاد شد که صدها هزار نفر برای دیدن نیروی مغناطیس به تمرین می پرداختند .او بارها و بارها به خوانندگان مقالات خود گفت : تمنا می کنم خودتان امتحان کنید .
دکتر والترجی کیلنر(
Dr Walter.J.Kilner) (1847-1920) در سال ۱۹۰۸ وقتی عملی را کشف کرد که با هر کسی می توانست هاله ی نورانی را ببیند ، زمینه ای تازه بنا نهاد کتاب او با نام هاله های نورانی انسان(The Human Aura) موردی را پیشگویی کرد . او در این کتاب اظهار داشته بود زمانی می رسد که می توان از هاله ی نورانی انسان عکس گرفت . عمل کیلنر برای دیدن هاله ی نورانی به این صورت بود که دو صفحه ی شیشه ای را با فاصله ی اینچ از یکدیگر قرار داد و فضای خالی بین آن را با محلول دیسیانین(Dicyanin
) که ماده ای به رنگ بنفش تیره است ، پر کرد . از پس این دو شیشه حوزه ی ماورای بنفش دیده می شد و در نتیجه هر کسی می توانست از پشت آن هاله ی نورانی را ببیند ، کیلنر گزارش داده اولین کسی را که از پشت این محافظه دیده است ، زنی بیست و سه ساله بود که هاله ای آبی متمایل به خاکستری از بدن او خارج می شد . دکتر کیلنر از واکنش جامعه ی پزشکی که کشف او را به باد تمسخر گرفت ، رنجید .
در حقیقت ، در سال
۱۹۱۲ ، مجله ی پزشکی انگلیس یافته های او را با خنجر خیالی مکبث(Macbeth) مقایسه کرد کیلنر اعتقاد داشت هر پزشکی می تواند از این صفحه به عنوان وسیله ی تشخیص بیماری استفاده کند ، زیرا قسمت بیمار بدن به صورت حفره ای تیره در هاله ی نورانی دیده می شود . کیلنر علی رغم از دست دادن شهرت و اعتبارش همچنان به آزمایشهای خود ادامه داد و آخرین کتاب او به نام آتمسفربشر در سال ۱۹۲۱
چاپ شد .
تا سال
۱۹۳۷ هیچ کتاب جدی و اساسی دیگری در زمینه ی هاله های نورانی چاپ نشد تا اینکه در سال اسکار با گنال(Oscar Bagnall) کتابی به نام سرچشمه و خواص هاله های نورانی انسان چاپ کرد . او از جایی ادامه داد که دکتر کیلنر رهایش کرده بود او نیز مانند دکتر کیلنر صفحه ای درست کرد که محتوی پیناسینول(Pinacynol) و متالین آبی(Metahalene Blue
) بود و فایده ای بزرگ صفحه ی اسکار با گنال این بود که انسان می توانست مانند عینک آن را به چشم بزند عینکهای آئورا امروز نیز در بازار وجود دارند .
در اواخر دهه
۱۹۳۰ دانشمندی روسی به نام سمیون کرلیان(Semyon Kirlian
) به طور تصادفی کشف کرد که چگونه می توان از هاله ی نورانی عکس گرفت. وقتی در یکی ازموسسات روانپزشکی به بیماری شوک الکتریکی می دادند ، او نور بسیار باریکی بین پوست بیمار و الکترودها مشاهده کرد . کرلیان اولین بار که سعی کرد از آن نور عکس بگیرد دچار سوختگی شد ، اما هاله ی نورانیی که در صفحه ی عکاسی ظاهر شد ، درد ناشی از سوختگی او را بسرعت تحت الشعاع قرار داد .
کرلیان و همسرش والنتینا(
Valentina) بیش از بیست سال تلاش کردند تا این مرحله ی آزمایشی را در آپارتمان کوچک دو اتاقه ی خود تکمیل کنند. اکتشاف او کم کم دهان به دهان گشت تا اینکه در سال ۱۹۶۰
وزارت بهداشت عمومی شوروی به او کمک مالی کرد . پس از آن ، کرلیان به آزمایشهای متعددی دست زد که جالب ترین آن آزمایشی بود که بر روی دو برگ انجام داد . او از برگها عکس گرفت . یکی از برگها هاله ای نورانی و درخشان داشت ، اما برگ دیگر هاله ای کمرنگ ایجاد کرده بود . برگ اول سالم و بزرگ دوم افت زده بود. عکسهای کرلیان بی نهایت زیبا هستند و وقتی برای اولین بار اطلاعات او به غرب رسید ، علاقه ی مردم به فراوانشناسی افزون تر شد اما وقتی دانشمندان اظهار داشتند که این تصاویر صرفاً تخلیه ی هاله ای است ، شور و شوق مردم کم کم فروکش کرد . کرلیان برای عکس گرفتن از دوربین عکاسی استفاده نمی کند . معمولاً شیئی که باید از آن تصویر برداری شود ، بین دو صفحه ای فلزی که حدود دویست هزار دور در ثانیه می زند ، قرار می گیرد و به دلیل قرار دادن شیء روی صفحه ی فلزی ، تصویر انگشتان یا دست نیز روی فیلم ظاهر می گردد .
در سال
۱۹۵۳ ، دکتر میخاییل کازمیچ گیکین(Mikhail Kuzmich Gaikin) جراحی اهل لنینگراد(Leningrad
) مقاله ای درباره ی دکتر کرلیان خواند و با دیدن تصاویر هاله های نورانی به یاد جراحان چینی افتاد که در جنگ جهانی دوم از طب سوزنی استفاده می کردند . آن پزشکان به او گفته بودند که در سطح بدن انسان هفتصد نقطه وجود دارد که نیروی زندگی یا انرژی حیات است و می توان آنها را تحریک کرد او به چشم دیده بود که آنان چگونه با تغییر جریان انرژی در این نقاط بیمار را درمان می کردند . وقتی او تصاویری را مشاهده کرد که دکتر کرلیان در اتاق کار کوچک خود از هاله ی نورانی گرفته بود متوجه شد نقاطی از هاله نور ان درخشان تر بود دقیقاً همان نقاطی است که پزشکان طب سوزنی چینی هزاران سال پیش آن را کشف کرده بودند .
کشف جدید،تشخیص نقاط طب سوزنی رابمراتب آسانترمی کرد. درحقیقت،دکتر گلیکین و ولادیسلاف میکالفسکی(
Vladislav Mikalevsky
) مهندسی نقاط طب سوزنی را تا یک دهم میلی متر نیز دقیقاً مشخص کند . امروزه ، دانشمندان وعلمای روحی می گویند اطراف بدن تمام انسانها را انرژیی احاطه کرده است که بیشتر مردم قادر به دیدن آن نیستند ، در حقیقت ، اکنون دانشمندان می توانند هاله ی نورانی را روی نوار ویدیویی هم ظاهر کنند آنان گزارش داده اند حوزه ی ارتعاشی باریکی دور بدن انسان مشخص است .
امروز شما می توانید افرادی را پیدا کنید که ادعا می کنند می توانند از هاله ی نورانی بدن شما عکس بگیرند متاسفانه این دوربین ها به جای اینکه از هاله ی نورانی بدن شما عکس بگیرند ، خود هاله ای الکترونیکی ایجاد می کنند . طرز کار این دوربین ها به این صورت است که باید گیرنده ای حساس به بدن شخص وصل شود تا بتوان از هاله ی بدن او عکس گرفت ، ولی آنچه ظاهر می شود در حقیقت هاله ی واقعی بدن شما نیست .
از زمانی که انسانهای اولیه روی دیواره های غارها هاله ی نورانی افراد را می کشیدند ، راه زیادی پیموده ایم . امروزه ، ما می توانیم برای دیدن هاله ی نورانی از وسایلی که ساخته شده است ، استفاده کنیم . علی رغم این مطلب ، عده ای هستند که مایلند وقت و نیروی خود را برای دیدن هاله ی نورانی در هر زمان که بخواهند صرف کنند.
از اینکه شما جزواین افراد هستید و می خواهید سفری هیجان انگیز و پر بار را شروع کنید ، به شما تبریک می گویم .

هاله ی نورانی چیست
تعریف آئورا یا هاله ی نورانی در فرهنگ لغات ، تجلی نامرئی یا میدان انرژی است که اطراف تمام موجودات زنده و اشیا را احاطه کرده است . چون میدان انرژی دور هر چیزی وجود دارد ، حتی سنگ یا میز آشپزخانه هم دارای هاله ی نورانی است . در حقیقت ، هاله ی نورانی نه تنها دور تا دور بدن را احاطه کرده ، بلکه جزئی از هر سلول بدن است و ظریف ترین انرژیهای حیات را منعکس می کند. در نتیجه می توان آن را به جای چیزی که بدن را احاطه کرده است ، امتداد کالبد نامید . واژه ی آئورا برگرفته از واژه یونانی آورا(
Avra
) به معنی نسیم است انرژیهایی که از آئوراهای بدن ما ناشی می شود شخصیت و طرز زندگی و افکار و احساسات ما را منعکس می کند . در حقیقت هاله های نورانی بوضوح سلامت ذهن و جسم و روح ما را آشکار می سازد .
عده ای ادعا می کنند آئورا صرفاً پدیده ای الکترومغناطیسی است و باید آن را نادیده گرفت . عده ای اعتقاد دارند که آئورا عبارت است از جرقه های حیات که هشیاری متعالی ما در آن ماوا دارد و انرژی لازم برای زندگی و فعالیت را به ما می دهد . با این حال عده ای معتقدند آئورا منعکس خود ماست که ثبت کامل گذشته و حال و آینده ی ما در آن وجود دارد . در حقیقت ، آئورا می تواند از ترکیبی از تمام اینها باشد .
دانشمندان عقیده دارند که همه ی ما دارای هاله ای فیزیکی هستیم که از ماده ای فیزیکی و میدانهای انرژی که بدن ما را احاطه کرده اند تشکیل شده است از آنجا که مردم معمولاً با محیط اطراف خود خو می گیرند در اثر تماس با جریان هوا دچار افت حرارتی می شوند تشعشعات مادون قرمز را بدن ما می تابد همچنین اطراف ما را میدانهای الکترومغناطیسی و ذرات باردار احاطه کرده است و به همین دلیل ما تشعشعات مغناطیسی (امواج رادیویی) و تشعشعات کم بسامد در حد یکصد کیلو سیکل از خود بیرون می دهیم .
به هر حال ، آئورا شامل رنگ هم هست و رنگهای آن از نو به وجود آمده اند نیوتون اولین کسی بود که در سال
۱۶۶۶
وقتی عبور نورخورشید را بر منشوری شیشه ای مشاهده کرد به این مساله پی برد این اکتشافی بی نظیر و دگرگون کننده بود ، در حالی که تا آن موقع همه تصور می کردند رنگ بخشی از ذرات هر شیء است عقیده ی نیتون نیز مانند تمام کسانی که جلوتر از زمان پیش می روند، به باد تمسخر گرفته شد . اما به هر حال او بر روی عقیده اش پافشاری کرد ، زیرا به چشم دیده بود که وقتی نور از دو منشور عبور می کند، چه اتفاقی می افتد؟ نوری که از منشور اول عبور کرد، تقسیم شد و رنگین کمان ساخت ، اما این رنگین کمان بعد از عبور از منشور دوم به صورت نوری شفاف در آمد .
این جوابی دندان شکن به منتقدان بود که عقیده داشتند رنگ از قبل در منشور شیشه ای وجود داشته و نور خورشید صرفاً رنگی را بازتابانده که از قبل وجود داشت . اسحاق نیوتون قانون شکست نور را کشف کرد . نور وقتی از منشور عبور می کند ، می شکند یا مایل می شود انکسار رنگ قرمز به دلیل طول موج بلندش کمتر از رنگهای دیگر است . رنگ بنفش کوتاهترین طول موج را دارد و بیشتر شکسته می شود . اگرچه ما سیاه و سفید را هم رنگ می دانیم ، در واقع آنها قطبهای مثبت و منفی روشنایی و تاریکی هستند و نیوتون ثابت کرد که نور سفید حاوی تمام رنگهاست .
گوته(
Goeth
) این مطلب را بسیار روشن توضیح داد . او وقتی نوشت رنگهای رنجهای نور هستند ، منظورش این بود که وقتی نور سفید تجزیه می شود ، رنگهای مختلف رویت می شوند .
وقتی نور به سطح شیئی برخورد می کند، بعضی از رنگها جذب می شوند . رنگهایی که منعکس می گردند رنگهایی هستند که ما آنها را می بینیم . در نتیجه ، برگ سبز ، سبز به نظر می رسد چون تمام رنگهای دیگر را جذب کرده است .
قدرت جذب رنگهای تیره بیشتر از رنگهای روشن است . به این دلیل است که ما مایلیم در تابستان لباسهایی با رنگ روشن به تن کنیم . دوستی دارم که در تمام طول سال فقط لباس مشکی می پوشد. او در تابستان خیس عرق می شود ، اگر چه پارچه ی لباسش نازک است . دلیل آن این است که رنگ مشکی تمام رنگهای رنگین کمان را به خود جذب می کند .
سرعت نور
۳۰۰۰۰۰ کیلومتر در ثانیه است . طول بعضی از این امواج بیش از صد هزار کیلومتر است ، در حالی که طول بقیه بسیار جزیی است . برای ما طیف رنگی بین آنها ، انرژی ارتعاشی قابل رویت است . در سال ۱۶۷۶ اولاف رومر(Olaf Roemer
) منجم دانمارکی سرعت نور را کشف کرد که در آن دوره کشفی انقلابی بود تا قبل از آن صرفاً باور عموم بر این بود که نور وجود دارد و برای طی مسیر محتاج زمان نیست .
بنابراین خود فریبی است که اگر بگوییم هاله های نورانی بدن ما ترکیب نور نیست . این تصوری است که به غلط متداول شده است و دلیل آن این است که گرچه به وسایل علمی امروز می توان هر بخشی از طیف نور را نمایان ساخت ، تا کنون نتوانسته اند هاله ی نورانی را ظاهر کنند . توانایی ما در دیدن هاله های نورانی خود نوعی روشن بینی است شما نباید در این مورد نگرانی به خود راه دهید ، زیرا این اقتداری طبیعی است که همه ی ما از آن برخورداریم .
در سال
۱۹۶۰ جان اوت(John Ott) یکی از محققان برجسته ی نورشناسی کشف کرد که چشم قادر است دو عمل کاملاً متفاوت انجام دهد وقتی نور وارد چشم می شود ، از راه عصب بینایی به مغز می رسد و در نتیجه ما می توانیم ببینیم . او همچنین متوجه شد هسته ی سلولهای شبکیه ی چشم نور را دریافت و اطلاعات را به هیپوتالاموس(Hypothalamus
) منتقل می کند . هیپوتالاموس برآمدگی کوچکی شبیه به آلوست که در قسمت پایین مغز قرار دارد و برکارهای مهمی مانند حس تعادل و میل جنسی و توازن تنشهای عصبی و سنگینی وزن نظارت دارد . همچنین کار غده ی هیپوفیز را که یکی از غدد ترشح کننده ی داخلی است تحت تاثیر قرار می دهد . جان اوت نظریه اش را چنین مطرح کرد که نوری که به غده هیپوفیز فرستاده می شود نا خودآگاه باید بر رشد سلامت ما اثر بگذارد این کشف در زمینه رنگ زمانی و تشخیص سلامتی در هاله ی نورانی کاربرد بسزایی دارد .
اگرچه آئوراها از نور به وجود نیامده اند ، وجود نور برای دیدن آنها ضروری است . هاله های نورانی در زیر نور خورشید گسترش می یابد و در فضای دربسته جمع می شوند . بدیهی است در تاریکی مطلق جمع وجورتر می شوند آنها به طور کامل محو نمی گردند، بلکه به شکل رشته های انرژی آبی رنگ ظریفی دیده می شوند. وقتی بچه بودم لذت می بردم که سرم را زیر لحاف ببرم و نوک انگشتانم را به یکدیگر نزدیک کنم و رشته های باریک انرژی را بین آنها ببینم .
بی شک در طول تاریخ کسانی قادر بوده اند هاله ی نورانی را ببیند ، هر چند در همین سالهای اخیر دانشمندان توانستند صحت و سقم وجود این احاطه ی نامریی را که روحیون همیشه قادر به دیدن آن بوده اند معلوم کنند . در حقیقت ، عده ای از مردم وقتی بچه هستند می توانند هاله ی نورانی را ببینند ، ولی وقتی بزرگ می شوند این توانایی را از دست می دهند . تجربه ی من که ناگهان هاله ی نورانی دور بدن آموزگار موسیقی ام را دیدم ، تجربه ی غیر متداولی در کودکان نیست و من به عنوان کودک بسادگی آن را پذیرفته بودم. فقط وقتی ما بزرگ می شویم و یاد می گیریم که این چیزها به طور فنی ناممکن است ، این توانایی را از دست می دهیم . خوشبختانه ، امروزه پدران و مادران و آموزگاران نسبت به سی- چهل سال پیش روشنفکرتر شده اند و استعدادهای بالقوه ی روحی را در کودکان تشویق می کنند به هر حال در این مقوله هنوز هم راه درازی در پیش است .
همزمان که آگاهی خود را در مورد هاله ی نورانی گسترش می دهید، متوجه می شوید که گهگاهی هاله نورانی گسترش را می بینند ممکن است به طور نا منتظر با کسی که به او اهمیت می دهید روبرو شوید و چون از دیدن او به وجود آمده اید ناگهان هاله نورانی او را ببینید اگر هاله ی کسی را تیره و کدر دیدید چه بسا هشدار باشد اگر کسی یکباره در اختیار خود را از دست بدهید، احتمال این زیاد است که شما هاله ی قرمز رنگ چرکینی را که ناگهان دور او ظاهر می شود ، ببینید اگر فردی عملی سخاوتمندانه و بزرگوارانه انجام دهد ، هاله ی او احتمالاً گسترش می یابد و برای مدت کوتاهی مربی می شود . چند سال پیش در یک میهمانی به موقعیتی ناگوار برخوردم . ناگهان آئورای مردی که آن سوی اتاق نشسته بود ،نظرم را جلب کرد. آئورای او کم سو و بی رمق بود و به من می گفت که او بیمار است . دو روز بعد آن مرد در گذشت مدتها در این فکر بودم که چرا ناگهان هاله ی او را دیدم در حالی که هاله ی دیگر افراد حاضر در اتاق را نمی دیدم . اکنون گمان می کنم هاله او در واقع به من علامت می داد که او در شرف رفتن به دنیایی دیگر است .
آئورها به طرق مختلف دیده می شوند . معمولاً به صورت میدانهای انرژی شبیه به تخم مرغی بزرگ که کاملاً دور بدن را احاطه کرده است ، دیده می شوند و در حقیقت ، بسیاری از مردم آئورا را هاله ی تخم مرغی توصیف می کنند . بیشتر هاله ها تا چند سانتی متری دور بدن ادامه پیدا می کنند . اعتقاد بر این است که شخص هر چه عارف تر و روحانی تر باشد ، هاله ی او بزرگتر است رشته های نیرو و انرژی درون این تخم مرغ بزرگ قرار دارد که از تمام جهات متشعشع می شود و مراحل فکری و احساسی و سلامت و استعداد بالقوه ی فرد را منعکس می کند .
آئوراها از میدانهای انرژی تشکیل شده اند و با زوایای عمود بر هم در جریان هستند . اولین جریان آن از بالا به پایین و در مسیر مستقیم است و میدانهای انرژی با زوایای عمود بر آن خطوط افقی دور بدن جریان دارند . دست آخر، سایر امواج انرژی از سر و ستون فقرات به سمت بیرون هاله جاری می شود تمام این امواج مورب هستند و شبکه ی درهم تنیده انرژی مغناطیسی راایجاد می کنند .
آئوراها از لایه های مختلف تشکیل شده اند بعضی از واسطه های روحی می توانند چندین لایه (معروف به کالبدهای ظریف) را ببینند ولی بیشتر افراد آموزش دیده قادرند دست کم سه لایه را ببینند . در تعبیر و تفسیر سنتی هر لایه ی آئورا نشان دهنده ی حوزه ی متفاوتی از زندگی است . برای نمونه، آئورای ذهنی بر مراحل فکر و آئورای کیهانی بر احساس نظارت دارد به هر حال ، ما در زندگی روزمره معمولاً با ترکیبی از این آئوراها سر و کار داریم . ما وقتی فکر می کنیم ، احساسات خود را به کار می گیریم ، یا وقتی احساسی برخورد می کنیم ، کمی فکر هم در آن دخیل است امروزه ما آگاهیم که همه چیز در هم تنیده شده و یکدیگر را کامل می کند و در نتیجه مایلیم کلیت آئورا را ببینیم .
اثیر مضاعف استثنایی منحصر به فرد است ، احاطه کننده ای بسیار ظریف و تقریباً نامریی است که در حدفاصل چهار و نیم اینچی دور بدن قرار دارد . اثیر مضاعف در طول خواب منبسط و در ساعات بیداری منقبض می شود به نظر می رسد مانند باطریی کار می کند که در طول شب خود را شارژ می کند .
وقتی مردم برای اولین بار قادر به دیدن آئورا می شوند، اثیر مضاعف را همچون فضایی بین کالبد خاکی و آئورای اصلی می بینند وقتی دید آنان قویتر شد ، متوجه می شوند که رنگ اثیرمضاعف متمایل به خاکستری است ، تموجی مداوم دارد حرکت می کند ، تغییر رنگ می دهد . حرکت مداوم داخل اثیر مضاعف رنگهای متنوع درخشانی ایجاد می کند که بسیار ظریف است و دایم تغییر می کند . گاهی اثیر مضاعف را هاله ی سلامتی می نامند ، زیرا محل بیناری به شکل لکه ای تیره یا شکننده در حرکات هاله مشهود است . این سطح به استخری راکد و تاریک در میان اثیر مضاعف می ماند. از دست دادن رنگ اثیر مضاعف نیز می تواند دلیل بیماری باشد. احتمالاً به همین دلیل است که غالباً رنگ آن را خاکستری تشریح کرده اند . نکته ی جالب توجه این است که حتی پیش از اینکه کسی از بیماری خود آگاه شود می توان بیمار بودن او را از روی هاله ی او تشخیص داد. اگر مردم در این زمینه اگاهی داشته باشند می توانند با طی مراحلی قبل از هر اتفاق فاجعه آمیزی ، سلامت خود را به دست آوردند . تعجبی ندارد که بیشتر شفادهندگان روحی بر روی اثیر مضاعف کار می کنند .
وقتی به یکی از دوستان من که از آن سیگاریهای آتش به آتش بود گفتند هاله اش خاکستری شده است ، سیگار را ترک کرد و طی چند هفته هاله اش دوباره مثل گذشته شفافیت خود را به دست آورد. اگر اوسیگار را ترک نمی کرد، همان طور که هاله اش آشکارا هشدار داده بود سلامتش در معرض خطر قرار دارد ، به بیماری سختی مبتلا می شد .
حتی افکار ما می تواند بر روی اثیر مضاعف تاثیر بگذارد . اگر ما به طور مداوم افکار منفی یا خصمانه داشته باشیم، این افکار در نهایت در اثیر مضاعف ما مریی می شوندافکار مثبت و سازنده و اعمالی این چنینی بر سلامت ما اثری سودمند دارد و همچنین اثیر مضاعف را زیبا می کند. آئورای اصلی دور کالبد اثیری را فرا گرفته است . عده ای آن را به شکل تعدادی غلاف مجزا می بینند در شرق برای توضیح آن از واژه ی کوشاس(
Koshas
) استفاده می شود که معنای آن غلاف است آئورا حتی تا چند متری هم می تواند امتداد یابد و گروهی افرادی هم که هیچ اطلاعی از مسایل روحی ندارند می توانند آن را احساس کنند یا ببینند چنین می نماید که آئورا در دو اندازه امتداد می یابد و در نور خورشید ارتعاش دارد ، و احتمالاً به این دلیل است که ما در تابستان بیش از زمستان احساس شادابی و سرحالی می کنیم .
اولین بار که آئورا را ببینم ، تقریباً ابر مانند و سفید رنگ به نظرمان می رسد ، اما وقتی کم کم دید ما بهتر شود ، رنگهای آن را هم می بینیم هر هاله ای رنگی اصلی دارد که اطلاعات مهمی را درباره شخص آشکار می کند این رنگ بیانگر احساسات و ذهنیت و خلق و خوی فرد است . علاوه بر این ، هاله دارای شعاعهای رنگی متفاوتی است که از بدن ساطح می شود و در سرتاسر هاله می درخشد عده ای آن را امواج فکری تلقی می کنند ، و به طور یقین افکار و احساسات ما بشدت بر هاله ی ما اثر می گذارد .
بنابراین عبارت متداولی مانند از شدت خشم سرخ شد یا از شدت حسادت کبود شد ، بی دلیل نیست . این امواج فکری می آیند و می روند و به صورت بخش دایمی هاله تلقی نمی شوند هیچ کس هفته ها یا ماهها از شدت خشم سرخ نمی ماند اما به هر حال، افکار و احساسات منفی می تواند تغییرات دایمی در هاله ایجاد کند در چنین مواردی رنگهای طبیعی و درخشان و با شکوه هاله تبدیل به رنگهای کدر و زننده ای می شود که حتی شرارت آمیز به نظر می رسد .
تعدادی از مردم اشکال هندسی متنوعی در هاله ی خود دارند و باور بر این است که این اشکال دارای مفاهیم ویژه ای است . برای مثال ، شکل دایره به معنی رضایت بخش و خشنودی درونی و کمال است مثلث نشانه ی این است که شخص از دیگران حمایت می کند یا مورد حمایت دیگران است . شکل ستاره بیانگر توانایی روح و روان است .
علاوه بر این ، گاهی شما می توانید علامتهای دیگری مانند پیکان، حلقه ، صلیب ، هلال ، قیف و شکلهای متنوع دیگری را در میان آئورای افراد ببینید . شکل پیکان معمولاً وقتی ظاهر می شود که فرد تحت تاثیر فشار عصبی قرار دارد ، بخصوص وقتی زمان ماندن در این حالت طولانی شود . صلیب نشان دهنده ی این است که فرد مایل به تصمیم گیری نیست ، و این شکل معمولاً در هاله های افراد ترسو و دو دل دیده می شود . اشکال حلقوی یا قیف مانند و یا هلالی شکل بیانگر جدی بودن افکار فرد است و غالباً آنها را شکلهای تفکری می نامند .
نکته ی جالب توجه این است که این اشکال به ندرت در هاله های افرادی که دارای مشاغل ذهنی هستند ، دیده می شود . شما این اشکال را در هاله ی افرادی می بینید ، که بنا به دلایلی بیش از حد معمول از مغز خود استفاده می کنند . من بارها این اشکال را در آئورای اشخاصی دیدم که مسائل معنوی آگاه می شدند اما سعی می کردند آن را خارج از استدلالهای منطقی توجیه کنند .
بعضی از این اشکال و طرحها ممکن است اشکال فکری باشند در این صورت شما متوجه می شوید که برای چند ثانیه به چشم می آیند و بعد ناپدید می شوند ، زیرا بیشتر ما نمی توانیم فکری را به مدت طولانی در ذهن خود نگاه داریم . معمولاً این اشکال نمونه هایی از افکار ما هستند که ممکن است چند ماه یا چند سال و یا تا آخر عمر باقی بمانند . شما به طور معمول این اشکال را در افراد خردمند و روحانی می بینند .
هاله ی ما تمام مدت در برابر هاله ی دیگران واکنش نشان می دهد . وقتی ما با کسی که دوستش داریم روبرو می شویم ، هاله های ما باز می شوند و با هم می میرند وقتی دو نفر عمیقاً عاشق یکدیگر باشند، هاله های ما همدیگر را دفع می کنند آیا تا به حال کسی را ملاقات کرده اید که در همان نظر اول از او بدتان می آمده است و به هیچ دلیلی برای این تنفر پیدا نکرده اید؟ هاله ی شما هاله ی او را دفع و در حقیقت به شما هشدار می دهد از او دوری گزینید در نتیجه ، کسی که همیشه افکار منفی دارد ، هر کسی را که وارد زندگی اش می شود از خود می راند .
عده ای از مردم خون آشامهای روحی هستند این افراد انرژی آئورای شما را تخلیه می کنند تا خودشان تغذیه شوند آیا تا کنون بعد از سپری کردن ساعتی در کنار دیگری ، احساس کرده اید تمام انرژی تان از بین رفته است ؟ احتمال اینکه آن شخص خون آشام روحی باشد زیاد است . این افراد نگون بخت معمولاً دیدگاهی جدی دارند، از مسایل روحی بی خبرند ، فاقد عزت نفس هستند . آنان آگاهانه یا ناخودآگاه انرژی دیگران را می مکند که این به نفع آنان است ولی طرف مقابل را تخلیه و رنجور می کند . اگر شما به خون آشامی روحی زندگی می کنید ، لازم است بیاموزید چگونه ازآئورای خود محافظت کنید .
تفکر منفی نیز بد است . مردی را می شناسم که در حرفه اش بسیار موفق است اما احساس می کند عزت و احترامی را که سزاوار آن است ، نمی بیند . این احساس کم کم او را به مرحله ی بیزاری کشانده و آشکارا بر طبیعت آئورای او اثر گذاشته و آن را کدر کرده است . تعجبی ندارد که دیگران خود را از سر راه او کنار می کشند و از او اجتناب می کنند ، که همین مساله باعث می شود او حتی منفی تر شود و در سنین پیری فردی تنها و غمگین باشد . با این حال او قادر است این حالت را تغییر دهد . اگر او گله و شکایتهای واقعی و خیالی گذشته اش را رها کند و سرمستانه دم را غنیمت بشمارد ، هاله اش تغییر می کند و بازتابی از واقعیت تازه ی او می شودو بار دیگر خواهد توانست مردم را به خود جذب کند .
آئورا در بدو تولد وجود ندارد، ولی با اولین دم و بازدم مرحله ی آغاز آن قابل روئت است . ظاهر شدن آئورا بیانگر این است که آئورا حاوی انرژیی است که از راه تنفس جذب بدن می شود و بعد به صورت پرتو به بیرون می تابد . گواه بعدی این مساله پیشرفت قابل توجه اندازه و رنگهای هاله های افرادی است که به طور مداوم ورزش می کنند و صحیح نفس می کشند .
هاله ی نوزاد اساساً بی رنگ است، ولی تا سه ماهگی او نقره ای رنگ و کم کم تبدیل به رنگ آبی می شود که دلالت بر افزایش هشیاری او دارد این افزایش بخصوص بین یک تا دو سالگی قابل توجه است. هر چه کودک بزرگتر شود ، هاله ی او هم بزرگتر می شود . رشد و درخشندگی تدریجی هاله ، توانایی بالقوه ی کودک و رنگهای نهایی هاله ی او آشکار می کند . در طول رشد ، رنگ آبی به عنوان رنگ زمینه در هاله ی کودک باقی می ماند و غالباً دیده شده است که فقط وقتی فرد بیمار است لکه ای خاکستری رنگ به طور واضح در هاله ی او دیده می شود .
همچنان که کودک رشد می کند ، غبار زرد رنگی دور سر او نمایان می شود که نشان دهنده ی آغاز تفکر اوست . کودک در طول پنج یا شش سالگی اطلاعات را مانند اسفنج به خود جذب می کند همچنان که او بر اطلاعات خود می افزاید رنگ زرد شفاف تر و سیرتر می شود ، و وقتی آموزش کودک رسماً آغاز می شود ، آئورهای او رنگهای حقیقی خود را باز می تاباند که در سراسر زندگی او باقی خواهد ماند .
آئورا باید رنگهایی غلیظ و تقریباً درخشنده از خود ساطح کند . به هر حال شخصیت ما از راههای متعدد و ظریف آئورای ما را تغییر می دهد برای مثال فرد سخاوتمند هاله ای وسیع با رنگهای شفاف بالقوه دارد ، و از سوی دیگر ، فرد خسیس هاله ای کوچک و کدر دارد که رنگهای آن تا حدی غبار آلود به نظر می رسد . افراد میانه حال هاله ای دارند و غلظت و اندازه ی آن به خلق و خوی آنان در زمان بستگی دارد . اگر آنان احساسی بخشنده و سخاوتمندانه داشته باشند ، آئورای آنان به طور برجسته ای زیباست ، و وقتی افکاری به ذهنشان خطور کند که به نحوی نادرست و متظاهرانه باشد ، هاله ی آنان منقبض و کدر می شود .
وقتی کسی عاشق است ، هاله اش باشکوه ترین حالت ممکن را به خود می گیرد هاله ی عاشقان گسترده است و رنگهای آن به طور درخشنده در رقصند . وقتی دو نفر عاشق یکدیگر باشند ، هاله هایشان در هم ترکیب می شود و هاله ای واحد تشکیل می دهد که به سوی آسمان کشیده می شود . افرادی که ذاتاً خوب و مهربان هستند، هاله های زیبا و بزرگی دارند .
خانواده های بسیاری از این گونه افراد این مساله را بسیار عادی تلقی می کنند ، اما آنان زندگی خود را به آرامی وقف کمک به دیگران و کردار نیک می کنند که ممکن است طرف توجه و قدردانی واقع شود یا نشود .
همان طور که می دانید،توانایی دیدن هاله می تواند بسیار مفید و همچنین عملی باشد . به این ترتیب وقتی در حضور فردی سخاوتمند و مهربان و دوست داشتنی هستید یا وقتی با فردی نادرست و شیاد برخورد می کنید که قصدش سوء استفاده است ، می توانید به این مطالب پی ببرید . بقیه ی این کتاب به شما خواهد گفت که چگونه هاله ها را احساس کنید و ببینید و تعبیر کنید.

تشخیص هاله ی نورانی

عده ای از مردم پی می برند که ناخودآگاه می توانند هاله ها را ببینند ، اما بیشتر آنان باید یاد بگیرند که چگونه دید خود را برای مشاهده ی هاله تقویت کنند . در کلاسهای روحی متوجه شدم که چقدر بهتر است شاگردان یاد بگیرند قبل از اینکه هاله راببینید ، آن را احساس کنید .
شما کسی را لازم دارید که با او تمرین کنید و برای این کار کسی به خواهان دستیابی به مهارتهای روحی باشد ، ارجح است تمرین با افرادی که به وجود آئورا اعتقاد ندارند وقت تلف کردن است. آنان بسرعت حوصله ی شما را سر می برند و منفی بافی شان اثر معکوس بر روی شما دارد . کسی راانتخاب کنید که دیدگاهی مثبت و به دور از تعصب داشته باشد . من متوجه شده ام که دوست بهتر از افراد خانواده است زیرا اعضای خانواده گاهی این کار را بیشتر بر حسب وظیفه انجام می دهند تا خواسته ی قبلی عده ای از مردم می گویند دیدن هاله ی زنان آسانتر از دیدن هاله ی مردان است . البته من خودم متوجه این مطلب نشده ام و چنین احساسی هم ندارم ، اما مهمترین مساله برای دیدن هاله این است که شما فردی را انتخاب کنید که دوستش دارید وضمن منطقی بودن حساس هم هست.

گمانه زدن آئورا

اگر قبل از اینکه آئورا را احساس کنیم متوجه اندازه ی آن شویم، مفیدتر است بعد می توانیم با دستان خود آن را احساس کنیم برای اولین آزمایش بهتر است از دو میله ی زاویه دار استفاده کنیم و به هاله گمانه بزنیم . گمانه زدن معمولاً هنگامی کاربرد دارد که چیزی در زیر لایه ی سطحی زمین پنهان است غواصی مثال خوبی است به هر حال ، برای مقاصد دیگر نیز می توان از آن استفاده کرد عده ای احساس می کنند گمانه زدن تمرینی عجیب و مرموز و حتی خرافی است .
قبل از هر چیز لازم است یک جفت میله ی زاویه دار درست کنید میله ها را از دو لوله ی فلزی به شکل
L درست شده اند بخش طولانی تر میله باید بین ۲۵تا۳۰ سانتی متر و قسمت کوتاه آن ۱۰ تا۱۵
سانتی متر باشد . من اولین میله های خود را از دو عدد چوب لباسی درست کردم . دو میله زاویه دار را بدون وارد آوردن فشار در دست بگیرید به طوری که دو قسمت طولانی آن مستقیم در جهت مقابل شما باشد .
برای اینکه میله ها براحتی در دستان شما حرکت کند می توانید دو قسمت انتهایی آن را که در دستان شما قرار داد درون دولوله ی پلاستیکی فرو برید . من متوجه شده ام بیشتر مردم میله ها را محکم در دست می گیرند و طبیعتاً وقتی این کار را می کنند، میله ها آزادانه حرکت نمی کنند .
قبل از گمانه زدن به هاله ی نورانی دوستتان ، این میله های زاویه دار را مثل اینکه بخواهید شاه لوله ای را که به ملک شما وارد می شود گمانه بزنید ، روبه بیرون نگه دارید . ذهن خود را تا جایی که ممکن است آرام کنید تصور کنید برای خروج آب از شاه لوله به آن گمانه می زنید . سپس به آرامی از یک سوی ملک خود به سوی دیگر گام بردارید . در بعضی مراحل ، میله های زاویه دار به طور افقی روی هم قرار می گیرند و احتمالاً در پایین کار در مقابل شما به حالت موازی در می ایند . این مرحله واکنش گمانه زدن نامیده می شود . این کار در وهله ی اول ممکن است غیر طبیعی به نظر برسد کلید موفقیت این است که ناباوری را از خود دور کنید و آرام باشید.
عده ای واکنش گمانه زدن را از طریقی دیگر تجربه می کنند به این ترتیب که میله ها عوض اینکه به طور ضربدری روی هم قرار می گیرند ، از هم دور می شوند این مساله در نتیجه ی کار تفاوتی ایجاد نمی کند و در هر حال واکنش گمانه زدن به شمار می اید .
به محض اینکه توانستید هاله را احساس کنید قادر خواهید بود هر وقت و هر کجا که بخواهید این عمل را تجربه کنید اکنون وقت آن است هاله ی نورانی دوست خود را گمانه بزنید از او بخواهید بایستد و دستها و پاهایش را کمی از هم دور کند در فاصله ی تقریباً ده متری از او در حالی که میله ها در دست شما رو به جلوست ، قرار بگیرید و فقط هاله ی دوست خود رادر ذهن مجسم کنید سپس آهسته به سمت جلو حرکت کنید تا اینکه میله های زاویه دار شروع به حرکت کنند . مکث کنید، و این بار آهسته تر به سمت جلو بروید تا اینکه سرتاسر میله های زاویه دار شروع به حرکت کنند مکث کنید ، و این بار آهسته تر به سمت جلو برانید تا اینکه سرتاسر میله ها به طور افقی روی هم قرار گیرند این واکنش نشان دهنده ی این است که میله ها باسطح خارجی هاله ی نورانی دستتان برخورد کرده است.
از این محل یادداشتی ذهنی بردارید و بعد همین تمرین را از سمت دیگر تکرار کنید متوجه خواهید شد هاله ی نورانی دوست شما به طور مساوی از هر سمت منبسط شده است اکنون آهسته به دور دوستتان حرکت کنید و از نوک میله های زاویه دار چشم برندارید متوجه خواهید شد که هاله ی دوست شما کاملاً دایره شکل است. احتمالاً تعجب خواهید کرد که هاله ی نورانی دوست شما چقدر بزرگ است دلیل آن این است که شما به سطح خارجی هاله ی او گمانه می زنید . وقتی هاله را احساس کردید ممکن است متوجه شوید که به جای لایه خارجی آئورا ، در واقع یکی از لایه های داخلی آن را احساس می کنید .
اکنون وقت آن است که هاله نورانی دوست خود را احساس کنید زمانی را انتخاب کنید که در کارتان وقفه ای ایجاد نشود . بهتر است دو شاخه ی تلفن را درآورید اتاق باید گرم باشد و می توانید به موسیقی ملایمی هم گوش کنید . با نشستن بر روی صندلیی راحت و با چشمان بسته شروع کنید .
خود را در بیشترین احساس آرامشی که به خاطر دارید مجسم کنید می توانید رودخانه ای را که به آرامی در آن جریان است یا غروبی زیبا را در نظر آورید هیچ فرقی ندارد چه تصویری را مجسم می کنید ، فقط کافی است به شما آرامش دهد .
مراقب تنفس خود باشید سه نفس عمیق بکشید و هر بار به آرامی هوا را از ششها خارج کنید . سپس عضلات انگشتان و کف پاهای خود را لخت کنید به محض اینکه احساس کردید کاملاً آرام و رها هستند ، فکرتان را بر روی ماهیچه های ساق و ران متمرکز کنید. و به همین ترتیب تمام عضلات بدن را استراحت دهید تا کاملاً احساس کنید سست و لخت شده اید.
برای این کار هیچ محدودیت زمانی وجود ندارد چند بار اول ممکن است این کار برایتان دشوار باشد ، اما بعد از مدتی می توانید در عرض کمتر از یک دقیقه به این حالت برسید . در حقیقت، افرادی که عمل خود هیپنوتیزم را یاد گرفته اند، می توانند این کار را در عرض چند ثانیه انجام دهند .
هدف از این تمرین باز شدن سمت راست مغز است . این بخش غیر کلامی و احساسی مغز و دارای درک مستقیم است که وقتی خلاقیت از شما سر می زند از این بخش استفاده می کنید . بسیاری از مردم وقتی در حال نقاشی کردن ، باغبانی یا نواختن موسیقی هستند ، و یاهرفعالیتی که به کارگیری نیمه ی راست مغز را ایجاب می کند ، ناخودآگاه آئوراها را می بینند .
وقتی بدنتان کاملاً آرام شد ، فقط بر تنفس خود تمرکز کنید . مجسم کنید اکسیژن وارد ششهای شما می شود و بخشهای مختلف بدن شما را فرا می گیرد . خود را به صورت فردی بی عیب و کامل مجسم کنید مهم نیست اضافه وزن دارید یا بیمار هستید خود را به چشم فردی کامل و بی عیب و عار ، به صورت فرزند گیتی به تصویر بکشید . به وجود خود افتخار کنید .
پیشرفتها و خلاقیتها و استعدادهای خود را در نظر آورید . سپس تصویر کنید بتوانید هاله ی نورانی را احساس کنید و ببینید ، زندگیتان چقدر تحول می شود .
حالا به آرامی چشمان خود را باز کنید . هدف از آرامش و تمدد اعصاب این است که به شما اجازه دهد تمام مشکلات و نگرانیهای زندگی روزمره را کنار بگذارید . این عمل برای جسم شما بسیار مفید است ، زیرا تک تک عضلات و اندام شما در حالت استراحت قرار می دهد . ما باید هر شب قبل از خواب این عمل را انجام دهیم ، اما معمولاً این کار را نمی کنیم . آیا تا کنون اتفاق افتاده است که صبح از خواب بیدار شوید و احساس خستگی و کسالت کنید؟ اگرچه شما خوابیده بودید ، قسمتهایی از بدنتان هنوز منقبض است . بعد از انجام این تمرین احساس می کنید شاداب و سرحال و پر انرژی هستید ، و این در هاله ی نورانی شما اثر می گذارد .
اکنون آماده آئورا را احساس کنید به مدت چند ثانیه با سرعت کف دستان خود را به هم بمالید سپس آنها را حدود سی سانتی متر از هم دور کنید . ممکن است بتوانید انرژی بین دستانتان را احساس کنید، بخصوص در قسمت میانی کف دست و نوک انگشتان.
به آرامی دستان خود را به یکدیگر نزدیک کنید کم کم متوجه مختصر مقاومتی که در اثر برخورد هاله های دستان شما به وجود می آید و می شوید . اگر مجسم کنید که در حال فشار دادن توپی پلاستیکی در میان دستان خود هستید، احتمالاً بهتر به این احساس پی می برید . افراد این را از راههای مختلف احساس می کنند . شاید برای عده ای به صورت مقاومتی خفیف یا غلغلک و یا احساس سرما و یا گرما باشد .
دوباره دستان خود را به یکدیگر نزدیک کنید ناگهان متوجه می شوید مقاومت کاهش می یابد و این وقتی است که هاله های دو دست با یکدیگر ترکیب می شوند .
برای چند ثانیه دستان خود را در یکدیگر حلقه کنید و بعد آهسته آهسته آنها را از هم دور کنید . همچنان که هاله ها از هم جدا می شوند متوجه خنکی لذت بخشی درکف دستان و نوک انگشتان خود خواهید شد . در این حالت دستان خود را در حدود چند سانتی متر به یکدیگر نزدیک و دوباره دور کنید . وقتی آنها را به هم نزدیک می کنید متوجه نوعی مقاومت می شوید و وقتی از هم دور می کنید احساس خنکی خواهید کرد .
شما هاله ی نورانی خود را احساس می کنید! وقتی شما به این راحتی می توانید این تمرین را انجام دهید، آماده اید تا به مراحل بعدی بپردازید . همه ی ما هفت نقطه ی انرژی در بدنمان داریم که معروف به چاکرا(
Chakra
)هستند . اینها مراکزی عصبی هستند که انرژیهای فیزیکی و ذهنی و احساسی و روحی را جذب و پخش می کنند چاکراها نیروگاه انرژی هستند . بنابراین انرژی الکترومغناطیس شخصی ما در این نقاط به مراتب بیشتر است که در نتیجه به آسانی می توان با دست آنها را احساس کرد .
چاکراها در امتداد ستون فقرات در کالبد اثیری واقع شده اند فت چاکرا به شرح زیر است :
۱-چاکرای ریشه ، که در انتهای ستون فقرات قرار دارد .۲- چاکرای خاجی ، که بین استخوان شرمگاه و ناف قرار دارد .۳- چاکرای خورشیدی ، که همسطح با چاکرای خاجی است .۴- چاکرای قلب ، که بین دو کتف ودر خطی مستقیم با قلب قرار دارد.۵- چاکرای گلو، که همسطح با گلوست .۶- چاکرای پیشانی، که کمی بالاتر از ابروان و همسطح با پیشانی است .۷
- چاکرای فرق سر ، که در بالای سر قرار دارد .
امتحان جالبی است که محل تمام چاکراها را با دستان خود احساس کنید . وقتی آنها را پیدا کردید، تعجب خواهید کرد که هرگز احساس نمی کردید انرژی از آنها پدید آید .
برای آزمایش بعدی می توانید از دستان خود استفاده کنید و محل چاکرای قلب را بیابید و احساس کنید بار دیگر دست خود را در فاصله ی سی سانتی متری از بدن خود قرار دهید و کم کم آن را به سینه تان نزدیک کنید . وقتی مختصر مقاومتی احساس کردید، دست خود را عقب بکشید تا این مقاومت برطرف شود و بعد دستتان را جلو بیاورید تا مانع مشخصی را که هاله ی شما ایجاد می کند احساس کنید . اکنون این عمل را دوباره انجام دهید ، اما این بار دست خود را درنقطه ای از بدن نگه دارید که چند سانتی متر با چاکرای قلب شما فاصله داشته باشد . متوجه خواهید شد که دست شما بی اختیار به بدنتان نزدیک می شود دلیل آن این است که چاکراها بیشتر از سایر نقاط بدن انرژی ایجاد می کنند وپیدا کردن محل آن آسانتر است .
به محض اینکه شما در یافتن هاله ی نورانی دور چاکرای قلب موفق شدید، سعی کنید محل چاکراهای دیگر را تعیین و هاله ی آن را احساس کنید . با کمی تمرین متوجه خواهید شد که هاله ی نورانی شما تقریباً به صورت حالت جامد احساس و تعجب می کنید که چطور قبلاً آن را احساس نکرده بودید . این نشانه ی خوبی است و معنایش این است که شما در حال گسترش آگاهی خود درباره ی آئورا هستید .
جای امیدواری است که همکار شما نیز در همین مرحله قرار دارد و با موفقیت می تواند هاله ی نورانی خود را احساس کند. اکنون گامی به جلو بر می داریم و تصمیم می گیریم هاله ی نورانی شخص دیگری را نیز احساس کنیم . از دوست خود بخواهید آرام روی صندلی بنشیند . پشت سر او بایستید و دستان خود را در فاصله ی سی سانتی متری سر او نگه دارید . کم کم دستانتان را به سر او نزدیک کنید تا حالت مقاومت را احساس کنید با حرکت دادن دستان خود به جلو و عقب این حالت را احساس کنید . بیشتر اوقات دوست شما نیز درست در لحظه ای که هاله ی شما با هاله ی او تداخل پیدا می کند ، واکنش نشان می دهد .
وقتی شما آئورای او را احساس کردید، دست خود را در جهات مختلف حرکت دهید و ببینید آیا می توانید هاله ی دور بدن دوست خود را دنبال کنید یا نه .
بعد از اینکه این کار را چندبار با دوست خود انجام دادید، از او بخواهید آرام روی تخت دراز بکشد و چشمانش را ببندد . وظیفه ی شما این است که محل تک تک چاکراهای او را تعیین کنید و دوستتان به شما بگوید که چه موقع نزدیکی دست شما را در محل چاکرای خود احساس کرده است . هر چه لباسهای دوست شما کمتر باشد ، انجام این آزمایش آسانتر است .
اگر شما آزمایش قبلی را انجام داده اید ، پیدا کردن محل چاکراهای دوستتان آسان تر است با این تمرین دوست شما نیز می تواند سطح آگاهی خود را در مورد هاله ی نورانی بالا ببرد و با چشمان بسته تشخیص دهد که شما به کدام یک از چاکراهای او نزدیک می شوید .
این آزمایش گواه بر این است که هر دوی شما در مسیری صحیح قرار دارید با این تمرین هروقت شما محل چاکرای دوست خود را پیدا کردید ، او می تواند به شما بگوید که روی کدام چاکرا هستید .
بعد از مدتی تمرین ، جای خود را با دوستتان عوض کنید با چشمان بسته دراز بکشید تا دوستتان محل چاکراهای شما را تشخیص دهد.
این آزمایشی نهایی برای تشخیص آئورا قبل از رسیدن به مرحله ی دیدن آن است .
همانطور که می دانید ، هر یک از ما دارای حریمی شخصی هستیم و از کسانی که به حریم ما تجاوز می کنند ، متنفر می شویم. به طور کلی ، هر چه ما با کسی صمیمی تر باشیم ، او آسانتر می تواند به حریم شخصی ما راه یابد ، و وقتی کسی را که به خوبی نمی شناسیم یا دوست نداریم به حریم شخصی ما وارد شود ، مایلیم از او دوری کنیم . به همین دلیل است که مردم کشورهای مختلف وقتی به مسافرت می روند اغلب دچار مشکل می شوند .
برای مثال ، فردی از خاور دور نسبت به یک آمریکایی طبقه ی متوسط، فضای محدودتری برای زندگی دارد . در نتیجه ، وقتی یک خاور دوری وارد حریم شخصی فرد آمریکایی می شود ، باعث می شود او ناخواسته خودش را کنار بکشد و عقب اتاق برود . دکتر چارلز تارت(
Chaetles Tart
) حریم شخصی را آئورای روانی می نامند.
دقیقاً همین مساله برای هاله ی نورانی ما اتفاق می افتد وقتی ما مجبور می شویم با کسی که او را نمی شناسیم ارتباط برقرار کنیم ، احتمالاً هاله های ما یکدیگر را دفع می کنند . ایستادن در کنار دیگران در قطار زیر زمینی مثال خوبی است . در این وضعیت آئورای هر کسی مایل است منقبض شود و آئورای فردی دیگر را دفع کند. دفعه ی دیگر که مجبورید سوار قطار یا آسانسوری شلوغ شوید ، ببینید آیا می توانید آئورای کسانی را که دور و بر شما هستند احساس کنید، این کار آسانی است و فقط لازم است هشیار باشید احتیاجی نیست از دستانتان استفاده کنید در حقیقت در چنین موقعیتهایی این کار درست و خوشایند نیست .
اگر ما کسی را دوست داشته باشیم ،آئورای ما تمایل پیدا می کند و منبسط شود و با آئورای دوست ما در هم بیامیزد .
شما می توانید خودتان امتحان کنید . از دوست خود بخواهید کنار اتاق بایستد . شما نیز در طرف دیگر اتاق رو به دیوار بایستید و دستها و پاهایتان را کمی از هم باز نگه دارید . دستتان باید بی سر و صدا به شما نزدیک شود ، و وظیفه ی شما این است که تشخیص دهید او چه مواقع وارد هاله ی نورانی شما شده است .
در ابتدای کار شما با مشکل روبه رو می شوید، چون تمام بدناتن بشدت هشیار است که دوستتان در حال نزدیک شدن به شماست، و ممکن است ناخودآگاه تصور کنید او از آنچه در واقع هست به شما نزدیکتر است . در مورد هر گونه شکست نگران نشوید. آرام بمانید و افکار خوشایند داشته باشید . هر صدایی را که از داخل اتاق به گوشتان می رسد نشنیده بگیرید . من خودم همیشه بر نفسهایم تمرکز می کنم و اجازه نمی دهم هیچ فکر دیگری به ذهنم وارد شود . در این صورت وقتی دوستم آن قدر به من نزدیک می شود که با هاله نورانی ام برخورد می کند، بی درنگ آگاه می شوم .
این آزمایش چندان آسان به نظر نمی رسد چون شما این تمرین را با دوستتان انجام می دهید و هاله ی شما و او تمایل دارند در هم بیامیزند و وقتی دوستتان مانع را می شکند، شما این را آن قدر احساس نمی کنید که اگر او غریبه بود احساس می کردید ، من غالباً در کلاس های روحی بیشتر موفق تر از افرادی هستند که دوست یکدیگرند . وقتی این افراد را از دوستشان جدا می کنم و آنان همین آزمایش را غریبه ای انجام می دهند ، موفقیتشان بیشتر است.
شما می توانید در عرض یک شب یا یک هفته تمام این آزمایشها را کامل انجام دهید اگر این کار را در چند جلسه ی کوتاه انجام دهید بهتر است تا در یک جلسه طولانی . همچنین اگر این آزمایشها را محض سرگرمی انجام دهید زودتر پیشرفت می کنید . اگر سعی کنید جدی و مصمم باشید ، احتمال اینکه موفق شوید خیلی کم است و دست آخر ناامیدانه از کار دست می کشید . به محض اینکه شما این آزمایشها را با موفقیت انجام دادید ، آماده اید تا پیش بروید و یاد بگیرید که چطور هاله های نورانی را ببینید .

چگونه هاله ی نورانی را ببینید؟

شما با دانستن تفاوت آزمایشهای مختلف در فصل دوم، آگاهی خود را در مورد هاله های نورانی گسترش دادید و حالا دیدن هاله ی نورانی برایتان بمراتب آسانتر است . در واقع ، چه بسا موقعی که هاله را احساس می کردید ، آن را دیده باشید . اما حتی اگر هم این طور باشد ، باز هم به نفع شماست آزمایشهای این فصل را انجام دهید.
من در کلاسهای خودم متوجه شده ام که چند تن از شاگردان از لحاظ روحی خود را هماهنگ کرده اند و از طریق احساس، رنگ هاله ی نورانی را تشخیص دادند . این فریبنده است ، و شبیه کار روشن بین هایی است که قادرند رنگهای آئور را بی آنکه آن را ببینند، احساس کنند.
به هر حال، اگر شما متوجه شدید که می توانید با درک مستقیم رنگها را احساس کنید ، آزمایشهای این فصل را انجام دهید تا راحت تر بتوانید هاله ی نورانی را با درخشندگی و شکوهش ببینید .بسیاری از افرادی که توانایی این کار را دارند ، می گویند رنگهای هاله نورانی را به جای چشم عادی می توان با چشم سوم دید جواب دادن به این مساله نا ممکن است و من گاهی احساس می کنم به جای دیدن رنگها، آنها را مستقیم در حال درک می کنیم . به هر حال من هنوز هم به جای اینکه رنگهای آئورا را احساس کنم آنها را می بینم .
در جایی راحت بنشینید و تمرین را با آرامش دادن به خودتان شروع کنید ، وقتی احساس کرده اید چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ روحی کاملاً آرام و لخت هستید ، چشمان خود را باز کنید و اولین تمرین را انجام دهید .
اطمینان یابید که نور اتاق شما ملایم است و زیاد تاریک نیست . طوری بنشینید که نور را از پشت شما بتاباند نور یا بازتاب آن نباید به چشم شما بخورد نوک انگشتان خود را به هم نزدیک کنید و مدت ده ثانیه به آنها خیره شوید . سپس آهسته آنها را از هم دور کنید متوجه رشته ی تقریباً نامریی انرژی می شوید که کش می آید و نوک انگشتان را به هم وصل می کند، حتی اگر شما آهسته فاصله ی آنها را زیاد کنید .
اولین دفعه که این کار را انجام می دهید ممکن است وقتی نوک انگشتتان به فاصله ی یک سانتی متری برسد این اتصال ناپدید شود به هر حال با تمرین متوجه خواهید شد که حتی اگر شما انگشتتان را ده - دوازده سانتی متر از هم دور کنید ان اتصال مریی باقی می ماند.
اگر برای دیدن این رشته ی انرژی دچار هر گونه مشکلی شدید، دوباره آزمایش را انجام دهید، ولی این بار نور را کمتر کنید و انگشتان دست خود را جلوی صفحه ای که رنگ روشن داشته باشد، بگیرید . یک ورق کاغذ سفید به درد همه ی مردم می خورد اما خیلی ها ترجیح می دهند زمینه تیره تر باشد تا آنان جریان انرژی را که تقریباً سفید رنگ است تشخیص دهند.
وقتی شما توانستید آن را ببینید ، متوجه می شوید که در هر زمان و تحت هر شرایطی می توانید این رشته های انرژی را ببینید. اکنون می توانید این آزمایش را دوباره تکرار کنید و این بار با چهار انگشت نوک انگشتان دست دیگرتان را لمس کنید. وقتی انگشتانتان را از هم دور کنید ، متوجه جریان انرژیی خواهید شد که آنها را به هم متصل می کند .
اگر دوست شما نیز همین آزمایش را انجام داد سعی کنید جریان انرژی نوک انگشتان او را هم ببینید . خیلی هیجان انگیز است که انسان برای اولین بار هاله ی نورانی فردی دیگر را ببیند .
اکنون شما می توانید مورد بسیار جالب دیگری را امتحان کنید با نوک انگشتان خود ،نوک انگشتان دوستتان را لمس کنید و سپس آهسته آنها را از هم جدا کنید متوجه خواهید شد که جریانی که انرژی خالص نوک انگشتان شما و دوستتان را به هم وصل می کند گمان می کنید چه اتفاقی می افتد اگر همین کار را با کسی که از او بدتان می آید انجام دهید؟ در واقع اگر برایتان امکان دارد سعی کنید این آزمایش را با هر چند نفر که می توانید انجام دهید .
یکی از بهترین موقعیتها وقتی است که با دیگران در جایی جمع هستید . اگر دور میز گردی که سطحی تیره دارد بنشینید ، بیشتر اثر دارد و بهتر نتیجه می دهد . ولی با هر میز دیگری هم می توان این آزمایش را کرد . همه دور میز بنشینند و از دیگران بخواهند دستانشان را طوری روی میز بگذارند که نوک انگشتان رو به وسط میز باشد . نور چراغ را کم کنید از همه بخواهید در حالت آرامش فرو روند و سعی کنید شبکه ای از خطوطی را که از میز رد می شود و نوک انگشتان همه را به هم وصل می کند ، ببیند .
ممکن است پنج دقیقه ای طول بکشد تا هرکس بتواند چیزی ببیند، اما به محض اینکه یک نفر آن را دید ، ناگهان همه می توانند ببینند.
رشته های انرژی در هم تنیده ای که روی میز همدیگر را قطع می کنند، صحنه ای زیبا و خیره کننده است وقتی این آزمایش انجام شد، برای تمام حاضران در اتاق پرسشهایی پیش می آید وهمه علاقمند می شوند آزمایش لمس نوک انگشتان را با شما انجام دهند.
وقتی شما این آزمایش را با افراد مختلف انجام می دهید ، متوجه می شوید که جریان انرژی شما و بعضی ازآنان از هم دور می شوند. دلیلش این است که هاله ی نورانی شما هاله ی فردی را که دوستش دارید در بر می گیرد . اما در مورد افرادی که دوستشان ندارید ، ماجرا برعکس است .
اکنون شما آماده اید هاله ی نورانی خود را ببنید، برای این کار به اتاقی احتیاج دارید که دیوار آن رنگ شده باشد رنگ سفید یا شیری ارجحیت دارد . نور اتاق ملایم کنید و در فاصله ی چند متری رو به دیوار بایستید . دست راست خود را دراز کنید و آن را بالا ببرید و تا نوک انگشتانتان رو به سقف باشد . از لابلای انگشتان خود به دیوار نگاه کنید توجهتان به جای دست خود به دیوار باشد بعد از چند لحظه متوجه خواهید شد که دست شما هاله ی نورانی مشخصی دارد که بی رنگ و تقریباً خاکستری کمرنگ به نظر می رسد .
وقتی توانستید آن را ببینید، حواس خود را به جای دیوار بر این غبار متمرکز کنید در این موقع ممکن است این غبار محو شود . اگر چنین اتفاقی افتاد ، کافی است به دیوار خیره شوید تا دوباره هاله ی نورانی مریی شود . وقتی حواستان را به آن دادید ، به نوک انگشتانتان نگاه کنید جریان ظریف انرژیی را که از نوک انگشتانتان ساطع می شود ، خواهید دید ، اگر با دقت هاله ای را که دست شما را احاطه کرده است نگاه کنید ، متوجه می شوید که به طور مداوم در حرکت است.
عده ای وقتی برای اولین بار هاله ی نورانی خود را تقریباً بی درنگ می بینند، ابراز نا امیدی می کنند اگر این اتفاق برای شما هم افتاد، نگران نباشید. وقتی شما به دیدن هاله ی نورانی عادت کنید رنگها کم کم خودشان را نشان می دهند .
آزمایش را با دست دیگرتان نیز انجام دهید و بعد سعی کنید در شرایطی که نور بیشتر است این کار را بکنید وقتی در مرحله ی اول یادگیری هستید نور کم بهتر است ، اما به مرور زمان باید بتوانید در زیر هر نوری هاله ها را ببینند .
با نگاه کردن به قسمتهای دیگر بدنتان نیز آزمایش کنید وقتی شما هاله ی نورانی دستانتان را ببینید، به آسانی می توانید آن را اطراف تمام قسمتهای بدنتان نیز ببینید. لباس جلوی دید شما را می گیرد یا آن را محدود می کند . بنابراین بهتر است این آزمایش را با بدنی برهنه یا نیمه برهنه انجام دهید. متاسفانه برای بیشتر مردم امکان پذیر نیست هاله ی خود را در آینه ببینند . بنا به دلایلی ، آینه هاله را بخوبی منعکس نمی کند. به هر حال عده ای کمی قادرند از این راه هاله ی نورانی خود را ببینید و چه بسا شما هم متوجه شوید که می توانید هاله ی خود را در آینه ی دستشویی ببینید.
اگر شما عینک می زنید، سعی کنید هم با عینک و هم بدون عینک به هاله نورانی خود نگاه کنید . من پی برده ام افراد عینکی به آسانی می توانند بدون عینک هم ببینند .


حالا وقت آن رسیده است که دوباره آزمایش را با دوست خود انجام دهید از او بخواهید مقابل دیواری رنگ شده بایستد خودتان چند متری عقب تر بایستید و به جهتی که دوستتان ایستاده است نگاه کنید اما حواستان باشد بهترین حالت این است که انگار با چشمان باز در رویا به سر می برید و در واقع چیزی نمی بینید . به هر حال شما در حالت رخوت و همزمان در حال تمرکز حواس هستید شاید بد نباشد زمانی را در نظر آورید که براستی خسته اید و دلتان می خواهد چشمانتان را ببندید . طبیعتاً شما الان دلتان نمی خواهد چشمانتان بسته باشد ، اما این فکر که چشمتان کم کم سنگین می شود و خودبخود حالت خیره به خودش می گیرد می تواند مفید باشد.
در این موقع ممکن است احساس عجیبی به شما دست دهد، اما ناگهان متوجه خواهیدشد که هاله ای غبار مانند دور سر دوستتان را احاطه کرده است . شما آن را در محدوده ی دید خود خواهید دید .
ممکن است فقط و فقط هاله ی نورانی دور سر و گردن دوست خود را ببینید دلیل آن این است که لباس اوباعث انقباض هاله ی نورانی اوست و دیدن آن را مشکل می کند در ضمن انرژیی که از سر انسان ساطع می شود مریی تر و دیدن هاله ی این بخش را از بدن بمراتب آسانتر است .
به محض اینکه هاله را دیدید ، سعی کنید بر آن متمرکز شوید احتمال اینکه چند بار اول هاله محو شود ، وجود دارد ولی مقاومت کنید وقتی توانستید برآن تمرکز کنید و باز آن را ببینید ، بادقت آن را زیر نظر بگیرید . متوجه می شوید حرکت می کند و دایم تغییر جا می دهد. همچنین اگر پلک بزنید احتمال این هست که یکی دو لحظه ناپدید شود .
نزدیکتر بایستید و سعی کنید آن را لمس کنید برای دیدن و همزمان لمس کردن آن لازم است بارها تلاش کنید برای بیشتر مردم، هاله به محض اینکه می خواهند آن را لمس کنند ناپدید می شود به همین دلیل است که وقتی جلو می روند تا آن را لمس کنند ، تمرکز چشمانشان به هم می خورد . وقتی چنین اتفاقی می افتد سرجای خود برگردید و دوباره شروع کنید، هاله در عرض چند ثانیه بار دیگر ظاهر می شود .
وقتی هاله را لمس می کنید همان احساسی به شما دست می دهد که موقع تمرین در فصل قبل وقتی آن را احساس کردید، به شما دست داده بود ، اما حالا شما قادرید آن را به خوبی ببینید . توجه کنید که با فشار انگشتان شما هاله چگونه بی اختیار دور می شود، اما بعد می گذرد شما انگشتانتان را در آن فرو می کنید کمی شبیه به این است که بر سطح بادکنکی فشار بیاورید ، با این تفاوت که شما می توانید انگشت خود را از سطح هاله عبور دهید و درون آن فرو برید .
آئورای قسمتهای مختلف بدن دوست خود را تشخیص دهید به چاکراها توجه کنید و ببینید چگونه هاله ی این نقاط با حرکت دورانی سریع حرکت می کند .
اکنون دوباره به جای اول خود برگردید و از دوستتان بخواهید درباره ی چیزی فکر کند که عصبانی اش می کند بعد به هاله ی نورانی او نگاه کنید آیا در هاله ی او متوجه تغییری می شوید؟ احتمالاً کمی جمع شده و در رنگ آن هم تغییراتی به وجود آمده است عصبانیت باعث می شود رنگ هاله ی نورانی کدر به قرمز شود.
حالا به دوست خود بگویید چند نفس عمیق بکشد و چیزی را در نظر بیاورد که خوشحالش می کند متوجه خواهید شد که هاله ی او برجسته و منبسط می شود .
سپس از او بخواهید درباره ی مساله ی عادی فکر کند که نه غمگین کننده است و نه شادی بخش ، خواهید دید که هاله نورانی او به اندازه ی طبیعی اش بر می گردد .
دست آخر، از او بخواهید درباره ی موضوعهای معمولی و شادی آور و غمناک و خشم آور فکر کند آنگاه با نگاه کردن به جریان هاله ی نورانی او باید بتوانید بگویید احساسش بر بمنای چه افکاری است .
بعضی از این تمرینها را در فضای آزاد تکرار کنید . دقت کنید خورشید پشت سر شما باشد . صبح زود یا اواخر بعد از ظهر مناسب ترین زمان برای انجام دادن این آزمایشاهاست ، شما متوجه خواهید شد که هاله ی نورانی دوستتان در هوای آزاد منبسط تر است.
برای دیدن هاله ی نورانی چند روش دیگر هم وجود دارد روش مشابه این است که به جای خیره شدن به دیوار ، به پیشانی دوستتان خیره شوید و بر آن قسمت تمرکز کنید . سپس کم کم محدوده ی دید خود را گسترش دهید . ابتدا به چپ و راست ، و بعد به بالا و پایین نگاه کنید . متوجه خواهید شد که وقتی محدوده ی دید شما در جهات مختلف وسعت یافت ، چشمانتان کم کم از حالت تمرکز کانونی خارج و غبار کم رنگی دور سر دوستتان نمایان می شود . همین طور به گسترش محدوده ی دید خود ادامه دهید بعد از چند لحظه متوجه می شوید آن غبار تبدیل به هاله ی نورانی مشخصی می شود . به محض اینکه هاله مشخص و واضح شد ، می توانید نگاه خود را روی آن متمرکز کنید . اولین بار که این کار را انجام می دهید ، احتمال اینکه یکباره ناپدید شود وجود دارد . ولی دوباره و دوباره امتحان کنید تا سرانجام بتوانید نگاه خود را بر روی هاله ی نورانی متمرکز کنید.
آخرین تمرکز این روش، ترکیبی از دو روش قبلی است دوباره دوست شما باید جلوی دیواری که رنگ ساده دارد بایستد یا بنشیند شما در چند متری او بایستید و به بینی او نگاه کنید . دقت کنید تا چه فاصله ای از قسمت بالا وطرف چپ بینی او در محدوده ی دیدتان قرار داد . آن محدوده را با علامتی روی دیوار مشخص کنید . سپس به جای اول خودبرگردید و آزمایش تکرار کنید .
این بار محدوده ی بالا و طرف راست بینی او را پیدا کنید و روی دیوار علامت بزنید دوبار دیگر این آزمایش را انجام دهید و دفعه ی اول سمت چپ و پایین، و دفعه ی دوم سمت راست و پایینی بینی او را علامت بزنید . آنگاه برای شروع به علامتی که در بالا و سمت چپ دوستتان گذاشته اید خیره شوید .
بعد از چند ثانیه بسرعت چشمان خود را روی علامت پایین و سمت چپ دوستتان متمرکز کنید . چند ثانیه بر این نقطه خیره بمانید و سپس جهت نگاه خود را به علامت پایین و سمت راست تغییر دهید بالاخره به علامتی که در بالا و سمت راست اوست خیره شوید. بعد از چند ثانیه که بر آن نقطه خیره ماندید ، اجازه دهید محدوده ی دید شما کم کم گسترش یابد و سه نقطه ی دیگر را هم که علامت زده اید در بر گیرد . همچنان که در این حالت قرار دارید ، هاله ی دوست شما ظاهر می شود . مانند تمرینهای دیگر، این تمرین را نیز باید چندین بار انجام دهید تا بتوانید مستقیم بر هاله ی نورانی خیره بمانید.
اکنون وقت آن است که این موفقیت را جشن بگیرند دوست خود را به مرکز خرید یا هر مکانی که احتمال می دهید شلوغ است ، ببرید. چند قدم به عقب تر از او راه بروید و ببینید آیا می توانید هاله ی نورانی او را در این آشفته بازار ببینید ؟
اگر نتوانستید هاله ی او را ببینید ، نا امید نشوید . مرکز خرید شلوغ محیطی کاملاً متفاوت با اتاق ساکت و کم نور خانه است جای خود را با دوستتان عوض کنید و ببینید آیا او می تواند آئورای شما را ببیند.
همچنین سعی کنید آئورای افراد دور و بر خود را ببینید برای این کار لازم نیست به آنان خیره شوید نگاه خود را فقط بر پاهای آنان متمرکز کنید و سعی کنید هاله ی آنان در محدوده ی دیدتان قرار گیرد این کار در صورتی که زمینه پشت سر آنان روشن باشد ، آسان تر است . معمولاً شما می توانید هاله ی دور سر آنان را واضح تر از نقاط دیگر بدن آنان ببینید . به هر حال تابستان که مردم لباس کمتری در بر دارند، هاله ی دور بدن آنان بهتر دیده می شود ، چقدر هیجان انگیز است که انسان هاله ی نورانی همه را ببیند . در هر صورت این کار زمان می برد ، بهتر است هر کجا که می توانید این آزمایشها را انجام دهید .

رنگهای هاله ی نورانی

همه ی انسانها در برابر رنگ واکنشی احساسی دارند . حتی آنان که درباره ی رنگها اطلاعات کافی ندارند، به طور غریزی می دانند که رنگهای گرم شور و هیجان و احساسات مثبت به وجود می آورد و رنگهای سرد باعث رخوت انسان می شود و احساس آرامش و آسودگی ایجاد می کند .
حتی کودکان هم نسبت به رنگهای مختلف واکنش احساسی نشان می دهند آنان معمولاً رنگ قرمز را به خشم و هیجان و پرخاشگری نسبت می دهند و رنگ سبز را منسوب به آرامش و آسودگی و خلوت می دانند . در سال
۱۹۷۸
تحقیقاتی در باره ی بچه ها انجام شد . در این بررسی از بچه ها خواسته شد بعد از نگاه کردن به تصاویری شادی بخش و آندوه آور، نقاشی بکشند . وقتی آنان به صحنه های شاد نگاه کردند ، در نقاشیهای خود با رنگهای زرد و نارنجی و سبز و آبی به کار بردند و وقتی به صحنه های ناراحت کننده نگاه کردند ، رنگهای نقاشیهایشان سیاه و قهوه ای و قرمز بود . وقتی شما بتوانید هاله ی نورانی افراد را ببینید ، از رنگهای هاله ی آنان می توانید احساساتشان را تشخیص دهید.
در ضمن، کودکان معمولاً خیلی خوب می توانند هاله های نورانی را ببینند الین مورای(
Elin Morray) در کتاب راهنمایی یک دانشجو به دانشجویان تازه وارد دانشجویان دوره های روحی از آزمایشی می گوید که وقتی در اونتاریو(Ontario
) تدریس می کرده و بر روی بچه های یازده و دوازده ساله انجام داده است .هر چند در آن زمان او خود نمی توانست هاله ی نورانی را ببیند ، پی برد که هفتاد و پنج درصد از شاگردانش قادر به دیدن هاله های نورانی و رنگهای آن هستند.
ما تمام مدت با استفاده از رنگ احساسات خود را بیان می کنیم. وقتی عصبانی بوده ایم ممکن است بگوییم از شدت عصبانیت قرمز شده بودم یا عبارات متداولی مانند : احساس سرسبزی می کنم ، از شدت حسادت کبود شدم ، امروز حال و هوایم خاکستری است ، روزگارش سیاه است . این عبارات چه بسا از زمانی سر زبانها افتاده که مردم متوجه شدند احساسات انسان در هاله ی نورانی دخیل است.
در سال
۱۹۳۲ ، رابرت جرارد (Robert Gerard) دانشمند آمریکایی آزمایشهایی بر روی زندانیان انجام داد او پی برد که قرار دادن زندانیان در معرض نور قرمز آنان را به هیجان می آورد و پرخاشگر تر می شوند و نور آبی آنان را آرام می کند . به تازگی نیز الکساندر شاوس(Alexander Schauss
) کشف کرد که وقتی زندانیان در معرض نور صورتی قرار می گیرند میزان تهاجم و پرخاشگری آنان کاهش می یابد . او متوجه شد که رنگ صورتی دیوارهای زندان باعث می شود زندانیان آرام بمانند و به خشم نیایند .
بلافاصله بعد از آن ، نیروی دریایی آمریکا رنگ بازداشتگاههای خود را صورتی کرد ، و امروزه صدها نهاد در سراسر آمریکا زندانیان خشمگین را در بندهای صورتی رنگ می اندازد تا آرام شوند .
آزمایش دیگر مربوط به جک ویجری(
Jack Widgerey
) دکتوراتوری است که از او خواسته بودند دو اتاق بازجویی اداره پلیس را تزیین کند او یکی از اتاقها را با سبز ملایم و بژ رنگ آمیزی کرد و اتاق دیگر را رنگ سبز و قرمز روشن زد . پلیس از اتاق اول برای گفتگو با قربانیان و خانواده های آنان استفاده می کرد و از اتاق دوم برای بازجویی از مظنونان آنان کشف کردند مظنونان بیشتر حرف می زنند و پلیس راحت تر می تواند از زبان آنان حرف بکشد .
ما تمام مدت در برابر رنگ واکنش نشان می دهیم، خواه در این زمینه آگاه باشیم یا نباشیم غذاخوریهای زنجیره ای می دانند که رنگ نارنجی اشتها را تحریک می کند و رنگ قرمز باعث می شود به نظر برسد که زمان زود می گذرد . در نتیجه وقتی این دو رنگ با هم ترکیب شوند، مشتریان هم بیشتر می خورند و هم سریع تر می خورند و جا برای مشتریان بعدی باز می شود .
وقتی شما یاد گرفتید چگونه غبار پیرامون بدن را که آئورا را تشکیل می دهد ببینید ، مدتی لازم است تا به دیدن رنگهای آن بپردازید . برای عده ای مردم این مدت ممکن است دقیقه ای بیش نپاید ، اما عده ای دیگر به روزها و حتی هفته ها وقت احتیاج دارند تا رنگهای آئورا را ببینند . من در کلاسهایم متوجه شده ام افرادی که موفق به دیدن رنگ ها نمی شوند بسرعت ناامید می شوند ، و همین جلوی پیشرفتشان را می گیرد . حل مشکل را به زمان بسپارید مطمئن باشید هر وقت زمان مناسب فرا برسد رنگها بر شما آشکار خواهند شد .
در ابتدا معمولاً رنگهای تیره و محو به چشم می آیند بیشتر مردم وقتی شروع به درک رنگهای آئورا می کنند ، در آغاز آن را خاکستری و بعد آبی می بینند ، این رنگ آبی احتمالاً همان آئورای سلامتی است که از بدو تولد کم کم شکل می گیرد .
رنگهای دیگر به تدریج خود را نشان می دهند در آغاز به قدری محو و کمرنگ به نظر می رسدکه گویی شسته شده اند عده ای در برهه ای از زمان دچار تردید می شوند که آیا براستی رنگها را می بینند یا به نظرشان می رسد که دیده اند .
گاهی یک رنگ بر هاله ی نورانی غلبه می کند و کم کم هم بر مقدارش افزوده می شود و هم غلظتش بیشتر می شود این به عنوان رنگ زمینه شناخته شده است این رنگ بویژه بسیار اهمیت دارد زیرا معلوم می دارد که شخص باید با زندگی اش چکار کند این رنگ لزوماً آشکار نمی کند که اعمال شخص درست است یا نه ، اگر چه به طور طبیعی کسی که به کمال رسیده آئورای درخشنده و با شکوهی دارد و کسی که تکلیف خود را نمی داند آئورای او بی فروغ است .
بر اثر تمرین ، کیفیت این رنگها تا حد قابل ملاحظه ای درباره ی شخصی که با او روبرو هستید ، به شما خواهد گفت. حالت دلخواه این است که رنگ زمینه باید بخش اعظم هاله را فرا گرفته باشد و غلظت آن زیاد و درخشنده و شفاف باشد هاله ی شخصی نادرست و متقلب چروکیده و رنگهای آن تیره و کدر است .
چند سال قبل چندبن بار برای زندانیان سخنرانی کردم . جالب توجه این بود که هاله ی بیشتر آنان تیره و کدر بود و فقط عده ی انگشت شماری هاله ی زیبا و شفاف داشتند . این افراد در کنار یکدیگر نشسته بودند و بعداً فهمیدم که جزو نادمان و اصلاح شدگانند. نگهبان تعجب کرده بود که من چطور توانسته ام به تفاوت آنان با دیگران اشاره کنم . خیال می کردند با سئوال و جواب به این مطالب پی برده ام .
البته بیشتر مردم دارای هاله هایی هستند که نه غنی است و نه کدر. اینان افرادی هستند که سعی می کنند با زندگی کنار بیایند بی آنکه زیاد تحت فشار باشند . شما هرچه یبشتر به هاله ها نگاه کنید بیشتر متوجه خواهید شد که مردم چقدر تواناییهای بالقوه ی خود را هدر می دهند. خوشبختانه ، عده ای از مردم در مراحلی از زندگی پی می برند که قادرند بیش از حد تصور خود کار انجام دهند ، و انگیزه پیدا کنند که زندگی شان را متحول می کنند وقتی این اتفاق بیفتد اثر زیادی در هاله ی نورانی خواهد داشت .
هر رنگی دارای مفهومی است که می توان آن را تعبیر کرد .

معنی رنگهای زمینه

رنگین کمان طیف رنگهای اصلی است و شما بزودی پی خواهید برد که ما تمام رنگهای رنگین کمان را در آئورای خود داریم . اگر چه آئورا ممکن است حاوی رنگهایی هم باشد که در رنگین کمان وجود ندارد .
قرمز
ویژگی: رهبری
رنگ قرمز دارای اقتدار است . این رنگ نفسی قوی و محکم به شخص می دهد و تمایل به پیشرفت و موفقیت را در او بیدار می کند در دوران کودکی رنگ قرمز معمولاً مقهور کننده است ، بخصوص اگر شخص مجبور باشد خود را با تمایلات خانواده وفق دهد . در نتیجه هاله ی نورانی گاهی اوقات تحت فشار و کدر است . وقتی شخص به دوران بزرگسالی برسد و بتواند روی پای خود بایستد، هاله ی نورانی او منبسط می شود و نشان می دهد که او اکنون قادر است هر کاری را انجام دهد .
افرادی که رنگ زمینه ی آئورای آنان قرمز است غالباً در رهبری و حرفه های پر مسئولیت پیشرفت می کنند ، زیرا اشتیاق و انرژی و نفوذ لازم را برای الهام بخشیدن به دیگران دارند. آنان افرادی دلسوز و خونگرم هستند رنگ قرمز همچنین دلالت بر جرات و جسارت طبیعی دارد .
از ویژگی های منفی رنگ قرمز می توان از عصبانیت و خود خواهی یاد کرد .
نارنجی
ویژگی : هماهنگی و مشارکت جویی
نارنجی جزو رنگهای گرم و قابل توجه است که در رنگ زمینه ی افرادی که به طور طبیعی کارآمد و سریع الانتقال هستند و براحتی می توان با آنان کنار آمد دیده می شود آنان قادرند براحتی مردم را ببخشند و اغلب خود را در موقعیت می یابند که باید مشکلی را حل کنند . آنان مردمی متفکر و فروتن و لایق هستند که جا پای خود را در روی زمین محکم می کنند .
از ویژگی های منفی نارنجی تنبلی و طرز فکر بی خیالش باش است .
زرد
ویژگی : خلاقیت ، نبوغ
افرادی را با رنگ زمینه ی زرد با حرارت و زودرنج و ناپایدار هستند . آنان متفکرانی سریعند و از سرگرم شدن و سرگرم کردن لذت می برند . این افراد اجتماعی و معاشرتی هستند و از گفتگوی طولانی در هر زمینه ای لذت می برند و آنان مشتاق یادگیری اند اما بیشتر اوقات محض تفریح کار انجام می دهند و بسختی کاری را تا پایان دنبال می کنند و از بسیاری مسایل سرسری می گذرند .
از ویژگی های منفی رنگ زرد ترسویی و تمایل به دروغگویی است .
سبز
ویژگی : شفابخشی
سبز رنگ آرامش دهنده ای است و افرادی که این رنگ را در زمینه هاله ی خود دارند صلح طلب و شفا بخشهای ذاتی هستند آنان افرادی مشارکت جو و متعمد و سخاوتمندند و شاید وانمود کنند متین و بی قید هستند ، اما وقتی لازم بدانند بسیار کله شق و لجباز می شوند . تنها راهی که بتوان به عقیده ی افرادی با رنگ زمینه ی سبز را تغییر داد این است که به آنان القا کنیم این عقیده ی خود آنان است .
از ویژگی های منفی آن سختگیری و خودرایی است .
آبی
ویژگی : متنوع
آبی رنگ اعجاب آوری است و در زمینه ی هاله ی اشخاصی وجود دارد که ذاتاً مثبت و با حرارت هستند . در نتیجه هاله ی آنان به طور طبیعی بزرگ و درخشنده است . زندگی آنان نیز مثل هر کس دیگری پستی و بلندی دارد ، اما همیشه سعی می کنند با آسان گرفتن مساله ، به نحوی از پس مشکلات برآیند ، افرادی با زمینه رنگ آبی همیشه احساس جوانی می کنند آنان بی ریا و درستکار هستند و دقیقاً آنچه را در ذهنشان می گذرد بر زبان می آورند .
از ویژگی های منفی رنگ آبی تنبلی در به پایان رساندن کارهاست . این افراد معمولاً با حرارت و اشتیاق کاری را شروع می کنند ولی بسختی آن را تمام می کنند .
نیلی
ویژگی: مسئولیت پذیری در قبال دیگران
معمولاً بسختی می توان این رنگ را در زمینه تشخیص داد،چون گاهی تقریباً بنفش به نظر می رسد از آنجا که نیلی رنگ گرم و شفابخش و پرورش دهنده ای است ، افرادی که دارای این رنگ هستند سرانجام به کارهایی رو می آورند که به نوعی بشر دوستانه است . آنان از کمک کردن و حمایت دیگران لذت می برند و بیشترین زمان شاد بودنشان وقتی است که در میان دوستدارانشان هستند .
از ویژگی های منفی رنگ نیلی ناتوانی در نه گفتن است . این گونه افراد براحتی مورد سوء استفاده قرار می گیرند .
بنفش
ویژگی: توسعه معنویت و بصیرت
بی دلیل نیست که اسقفهای اعظم ردای بنفش می پوشند. افرادی که این رنگ را در زمینه ی هاله ی خود دارند در تمام مراحل زندگی به دنبال معنویات هستند . تعیین اینکه در زمینه ی معنویت چقدر پیشرفت می کنند به کیفیت این رنگ در هاله ی نورانی آنان بستگی دارد . بسیاری از افرادی که رنگ زمینه بنفش دارند سعی می کنند این طبیعت خود را انکار کنند . این خصوصیات برای آنان شادی نمی آورد و بخوبی آگاهند آن طور که باید در زندگی انجام وظیفه نکرده اند . به محض اینکه شروع به یادگیری و پیشرفت در زمینه ی خرد و آگاهی کنند ، هاله ی نورانی شان بزرگتر و درخشنده تر می شود .
از ویژگی های منفی آن برتری طلبی است که می تواند در دیگران احساس حقارت برانگیزد .
نقره ای
ویژگی : آرمان گرایی
تشخیص این رنگ در زمینه ی هاله غیر عادی است ، اگر چه غالباً در یکی از رنگهای دیگر هاله دیده شده است . افرادی که دارای این رنگ هستند سرشار از عقاید مهم ولی غم انگیزند که بیشتر آنها غیر عملی است این افراد معمولاً انگیزه ندارند و بیشتر رویایی هستند تا مرد عمل . به محض اینکه آنان انگیزه پیدا کنند و فکری به ذهنشان خطور کند که ارزش پیگیری داشته باشد ، تماشای پیشرفتشان دیدنی و لذت بخش است .
طلایی
ویژگی : نا محدود
طلایی قویترین رنگی است که کسی می تواند آن را داشته باشد. این رنگ به افرادی اعطا شده که در مقیاس گسترده ای قادر به انجام هر طرحی که به ذهنشان خطور کند هستند و درآن راه به مقصود نایل می شوند . آنان افرادی با نفوذ وکوشا و بردبار و هدف دار هستند و اغلب در اواخر عمر به بزرگترین هدف خود دست می یابند تعجبی ندارد که هاله های دور سر مقدسان و روحانیان در نقاشیها طلایی رنگ است تا اقتدار نا محدود آنان را به نمایش بگذارد .
صورتی
ویژگی: موفقیت مادی و مالی
این رنگ به ظاهر لطیف و ملایم غالباً در زمینه هاله ی افراد مصمم و یکدنده دیده می شود . آنان دیدگاه خود را دست بالا می گیرند و با عزمی راسخ هدفشان را دنبال می کنند . تعجبی ندارد که این گونه افراد معمولاً بر مسند قدرت نشسته اند و مشاغل پر مسئولیت دارند . به هر حال ، آنان عمیقاً میانه رو و بی تکلف هستند و از زندگی آرام لذت می برند . این افراد دوست داشتنی و مهربان و ملایم هستند و معمولاً وقتی میان دوستدارانشان به سر می برند، خوش ترین اوقات را دارند .
برنز
ویژگی: بشر دوستی
این رنگ معمولاً ته رنگی از پاییز دارد با ظاهری تقریباً زنگار گرفته که در عین حال به طور چشمگیری جذاب است افرادی که این رنگ را در زمینه ی هاله ی خود دارند ، دقیق و دلسوز و علاقمند و بشر دوست هستند . این افراد خوش قلب و سخاوتمند باید یاد بگیرند چگونه نه بگویند تا کسی خود را به آنان تحمیل نکند .
سفید
ویژگی : مکاشفه و الهام
سفید رنگ خلوص و صفاست و بندرت در رنگ زمینه دیده می شود از آنجاکه تمام رنگ ها برگرفته از رنگ سفید هستند ، اساساً سفید نام دیگر نور است . این گونه افراد افتاده و میانه رو در حد مقدسان بشر دوست هستند . آنان اغلب برای خاطر نفس خودشان چیزی نمی خواهند و بیشتر نگران رفاه دیگران هستند . این افراد معمولاً در تمام عمر بشدت خردمند و دارای قوه درک مستقیم هستند.
وقتی شما عادت کردید که رنگ زمینه هاله را ببینید ، کم کم متوجه رنگهای دیگری که به نظر می رسد مانند بخار رنگینی از میان رنگ زمینه بیرون می آید ، خواهد شد . این رنگها نشان می دهند که انسان از انجام دادن چه کاری لذت می برد . معمولاً یک یا دو رنگ بر دیگر رنگها غالب است ولی عده ی کمی از مردم در رنگهای زمینه هاله شان رنگهای اصلی رنگین کمان را دارند .
شادترین افراد کسانی هستند که رنگهایشان با هم ترکیب می شود بعضی از ترکیبها ممکن است بعید به نظر برسد، اما در عمل کارایی خوبی دارد . برای نمونه ، فردی که زمینه رنگ قرمز دارد(استقلال و رهبری) ، ممکن است شعاعهایی از نارنجی(کاردانی، سیاستمداری ، ملایمت) نیز از هاله ی نورانی او ساطع شود چنین فردی خصوصیات رهبری را در خود دارد اما کار را با ملایمت انجام می دهد . او با امر و نهی کردن به نتیجه نمی رسد ، ولی اگر مردم را به همکاری دعوت کند کاملاً موافق خواهد بود .
فردی با زمینه رنگ قرمز و شعاعهای سفید نیز می تواند رهبری با اهداف بشر دوستانه باشد این شخص اگر بخواهد از استعداد روبه رو خواهد شد . برای شاد بودن و رسیدن به کمال لازم است این دو انرژی در حالت توازن باشند ، حتی اگر مخالف یکدیگر به نظر برسند . چنین شخصی به احتمال زیاد باید رنگ سفید هاله ی خود را نادیده بگیرد و با توجه به رنگ قرمز خود زندگی کند در بعضی مراحل ، او پی می برد که بر ضد خود به مبارزه برخاسته است و با امیدواری افسار زندگی خود را در دست می گیرد و به سوی مسیر واقعی حرکت می کند .
در اینجاست که توانایی دیدن و تعبیر هاله های نورانی بی نهایت عملی و سودمند است . کسی که می تواند رنگ قرمز و سفید را درهاله ی شخصی ببیند، می تواند به او نصیحت کند که باید در چه مسیری جلو برود . احتمال دارد او در ته ذهن خود بداند که چه کاری به صلاح است و باز در هر گامی که در این مسیر بر می دارد ، مبارزه کند . به هر حال وقتی برای متعادل کردن رنگهای هاله ی خود کار می کند ، پیشرفت و تکامل و شادی شخصی او به طور چشمگیری افزایش می یابد .

تشعشع رنگها

قرمز
افرادی که رنگ قرمز از هاله ی آنان ساطع می شود دوست دارند عهده دار کاری شوند آنان عاشق مسئولیت هستند و از تصمیم گیری لذت می برند آنان طالب قدرت و پاداشهای مادی ناشی از آن هستند .
نارنجی
افرادی که رنگ نارنجی هاله ی آنان ساطع می شود از سپری کردن اوقات خود با افراد خانواده و دوستان نزدیک لذت می برند آنان ذاتاً افرادی سریع الانتقال و آداب دان و دلسوز هستند .
زرد
افرادی که رنگ زرد از هاله ی آنان ساطع می شود از عقاید جدید لذت می برند آنان دوست دارند از راههای مختلف ابزار وجود کنند، مانند: آواز خواندن ، رقصیدن ، نویسندگی ، نقاشی ، و بخصوص حرف زدن .
سبز
افرادی که رنگ سبز از هاله ی آنان ساطع می شود از تلاش لذت می برند و به دنبال فرصتی برای اثبات خود هستند . آنان دوست دارند بی وقفه کار کنند تا به هدف خود نایل شوند . آنان شفا دهندگانی ذاتی هستند .
آبی
افرادی که رنگ آبی از هاله ی آنان ساطع می شود از آزادی و تنوع لذت می برند و از هر چیزی که محدودیت و ممنوعیت ایجاد کند، نفرت دارند . بدترین شرایط کاری برای آنان کار کردن با معیار زمانی نه صبح تا پنج بعد از ظهر است آنان از سفر و دیدن چهره ها و مکانهای جدید لذت می برند .
نیلی
افرادی که رنگ نیلی از هاله ی آنان ساطع می شود از کمک کردن به دیگران لذت می برند، بخصوص به افراد مورد علاقه شان ، آنان از حل کردن مشکلات خانوادگی لذت می برند و وقتی مشکلی در خانواده بروز می کند معمولاً اولین فرد مورد اعتماد هستند .
بنفش
افرادی که رنگ بنفش از هاله ی آنان ساطع می شود دوست دارند اوقات خود را صرف یادگیری و پرورش آگاهی و خرد خود کنند. آنان اغلب درگیر فعالیتهای معنوی و فرامادی می شوند چون دوست دارند به کُنه هر مطلبی پی ببرند .
نقره ای
افرادی رنگ نقره ای از هاله ی آنان ساطع می شود از رویارویی با عقاید و اندیشه های بزرگ لذت می برند . برای آنان فرقی نمی کند که این اندیشه ها عملی هستند یا نه، خود اندیشه ها عملی هستند یا نه ، خود اندیشه حایز اهمیت است . آنان می توانند کاملاً در تصورات خود غرق می شوند ، و وقتی همه چیز بر وقف مراد است از نظر خودشان شادترین انسان روی کره زمین هستند .
طلایی
افرادی که رنگ طلایی از هاله ی آنان ساطع می شود از تقبل تعهدات سنگین لذت می برند . آنان در جستجوی مبارزاتی هستند که بتوانند آنها را بسط دهند ، مبارزاتی که از حیطه ی راحتی و آسایش آنان فراتر می رود .
صورتی
افرادی که رنگ صورتی از هاله ی آنان ساطع می شود از برنامه ریزی و خیالپردازی در مورد موفقیتهای مالی لذت می برند اگر آنان یاد بگیرند که رنگ صورتی را با رنگ زمینه ی هاله ی خود هماهنگ کنند به موفقیت چشمگیری دست خواهند یافت .
سفید
افرادی که رنگ سفید از هاله ی آنان ساطع می شود افرادی آرمانگرا و صلح طلب هستند . آنان از حمایت کردن از مواردی که به آن اعتقاد دارند، لذت می برند و به دنبال دنیایی بهتر برای نسلهای آینده هستند .
هاله ی نورانی شامل چند لایه است که به کالبدهای لطیف معروفند و رنگهای آن گاهی متغیر است در عمل ، بیشتر روش بینها هاله را به صورت سطحی اثیری می بینند که لایه ای مجرد با رنگهای متفاوت آن را احاطه کرده است . به هر حال ، هر چه شما بیشتر با هاله آشنا شوید ممکن است بتوانید لایه های متفاوت تشکیل دهنده ی آن را ببینید . هفت لایه ی موجود به شرح زیر است:
۱- سطح فیزیکی اثیری۲- سطح کیهانی۳- سطح ذهنی زیرین۴- سطح ذهنی فوقانی۵- سطح روحانی۶- سطح اشراق۷- سطح مطلق

نظرات (0)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد